|
28 - اسد
جشن ما و جشن ديگران
هرکشوري چون ميهن ما حوادث و وقايع مختلفي را پشت
سر گذاشته و آن رويداد هايکه بحيث نقطه عطف در تاريخ آنها ثبت و به زندگي شان
شگوفائي بخشيده اند، بمثابه پديده
هاي ملي و غرور آفرين شناخته شده و با مراسم با شکوهي ازآن روزهاي
تاريخي تجليل بعمل مي آيد.
ملل ديگر آن روز را ملي مي شمارند که آنها زنجير
هاي استعمار را درهم شکسته و فرصت آنر بدست آورده اند که سرنوشت خود را خود تعيين و
در نتيجه بمثابه مردم آزاد در جنب ساير ملل قرار گرفته اند.
جهانيان ازآن حوادثي با شکوهمندي استقبال مي نمايند
که مردم طلسم سکوت را شکستانده اند و عليه ظلمت، تاريکي و بي عدالتي قدعلم نموده
اند. مردمان ديگر کشور ها از آن رويداد تاريخي کشور شان بمثابه جشن ملي تجليل مي
کنند که در آن فشار قدرتمندان سياست مداران و مصلحت هاي سياسي مطرح نبوده بلکه
مردم ان رويداد را بگونه بلا منازعه بحيث جشن عمومي مي شمارند.
کشور هاي ديگر آن
رويداد وطن خويش را جشن مي گيرند که در نتيجه آن صاحب چنان ميثاق ملي شده اند که
وحدت سياسي و همبستگي ملي آنها عملا تضمين گرديده و مردم خويشتن را
عملا بحيث اتباع آزاد و مساوي الحقوق کشور خود احساس مي نمايند.
در ميهن ما از
روزي بحيث جشن ملي تجليل بعمل مي آيد که سر آغاز انارشي مطلق، نابودي همه ارزش هاي
مادي و معنوي وطن ما و از هم پاشيدگي شيرازه وحدت ملي مي باشد. در وطن ما از 8 ثور
1371 ، روزيکه تنظيم هاي جهادي و تعدادي از چهره هاي ضد ملي با توسل به
کودتا، قدرت سياسي را غصب و سر تقسيم آن بين خود افتيدند و کشور بمراکز مختلف قدرت
که با همسايگان و ممالک منطقه در روابط تنگاتنگ قرار داشت مبدل گرديد.
در وطن ما از رويدادي بمثابه جشن عمومي تجليل بعمل
مي آيد که آن اميد هاي مردم خسته از جنگ خانمانسوز و مداخلات بيگانگان که با تطبيق
پلان 5 فقره سازمان ملل متحد مي توانست برآورده گردد، نقش بر آب گرديد. در سرزمين افغانهاي
استعمار شکن از روزي بمثابه جشن استقبال مي کنند که سر آغاز وقايع وحشتناکي در کشور
بوده که در اثر آن وجدان بشريت تکان خورد وکشور بمرکز تربيه تروريستان و مواد مخدره مبدل
و به هويت ملي ما صدمه جبران ناپذير وارد گرديد.
با آن عواقب ناگواريکه اين تغير حاکميت در کشور ما
داشت و تا کنون مردم ما از آن رنج مي برند بازيگران اصلي اين رويداد تاريخي که فعلا
هم بر کشور ما حاکم اند در حالي از اين روز بحيث جشن ملي تجليل مي کنند که نه تنها
به حل مشکلات مردم نپرداختند بلکه خودشان علت و عامل بروزمشکلات سيآسي،حقوقي،
امنيتي و اجتماعي در کشور ما بوده و مي باشند.
جهانيان از افتخارات تاريخي خويش استقبال مي کنند و
آنرا جشن مي گيرند، اما در کشورما از آن حادثه خونباري با افتخار تجليل مي گردد که
ديگران چنين حادثه را بحيث ماتم ملي و سوگواري عمومي در تقويم شان با حرف
سياه علامه گذاري خواهند کرد تا درس عبرتي و چراغ سرخي به نسل هاي موجود و بعدي شان
بوده باشد. اینست جشن ما که با جشن ديگران فرق دارد. به اساس آنچه تا کنون گفته ايم، منطقي است که ما بايد مانند ديگران زيست نکنيم، ديگران از نعم مادي و معنوي
برخوردار اند و ما عقب لقمه نان سرگردان مي گرديم.
مردم خود امور خانه مشترک خود را تنظيم مي کنند،
اما اين کار را ديگران براي ما انجام مي دهند! مردم با هزينه و امکانات خويش جشن
خود را با مراسم شاندار تجليل مي کنند، اما مصارف "جشن " ما را ديگران مي پردازند؛
زيرا چنين جشني از برکت مداخلات و کمک هاي بي سابقه آنها تحفه بوده است که آنها خود
را در تهيه آن سهيم مي دانند. اين است جشن افغانها در سده بيست و يک.
|