|
شهيد آقاگل بائس
برای آخرین بار گفت:
درفش مبارزه را براي هميش بلند نگهداريد!
ياد
بودی از يک راد مرد جنبش روشنفکری کشور
نا گفته پيدا است که مبارزات پر جوش و خروش فرزندان دلير اين خطهء باستاني در
برابر مظالم اجتماعي، سياست هاي ديکتاتورمابانه زمامداران وقت و ابر قدرت هاي
بيدادگر که نقض خشن حقوق و آ زادی های افغانهاي ازاده را در قبال داشته است،
بخش عمدهء ازتاريخ سه دهه اخير کشور ما را تشکیل مي دهد.
با سقوط رژيم سردارمحمد داود و اعلام جمهوري دموکراتيک افغانستان ( ج.د.ا. )،
فصل جديدي در تاريخ کشور ما باز و مردم تحول سياسي مذکور را به فال نيک
گرفتند. همان بود که قسمت اعظم قشر روشن جوان کشور، نيرو و وقت خود را وقف
تحقق اهداف و ايديال هاي اعلام شده ج.د.ا. ساختند. هکذا اکثرنيروهاي روشنگراي
سياسي کشور به اميد آنکه زمينه اشتراک فعال شان در حيات سياسي کشور تامين خواهد
گرديد، از ظهور حاکميت جديد بمثابه يک گامي به پيش استقبال نمودند. اما
متاسفانه که ج.د.ا. نخواست و يا نتوانست وحدت عمل نيروهاي سياسي ترقي خواه را
تامين نمايد، که اين حالت مايه تشويش و نگراني جدي بسا حلقات سیاسی کشور از
جمله کدرها و فعالين آگاه و آبديده ء حزب دموکراتيک خلق افغانستان ( ح.د.خ.ا. )
را
فراهم ساخت. اين کدر ها و فعالين که مخالف هژموني مطلق ح.د.خ.ا در حيات سياسي
کشور و در ضديت کامل با تسلط يک فرد، يک حلقه و يک گروه خاص در حزب بودند، با
رهبري و بخصوص با رهبران مطلق العنان ح.د.خ.ا پرابلم جدي سياسي پيدا نمودند که
به تدریج ابعاد آن گسترش مي يافت و به وخامت می گرائيد.
مرحوم شهيد آقاگل بائس
نيز يکي از آن چهره هاي تابناکي بود که درين راستا به اصل خرد جمعي و اشتراک
فعال مردم در حيات سياسي و سهيم ساختن ساير گروههاي مترقي در اداره و رهبري
کشورمعتقد و تمام زندگي خود را وقف این امر و بالاخره درمبارزه عليه خود کامي
ها و زور گوئی هاي حلقهء مسلط در حزب و دولت وقت، حيات خود را از دست داد.
بائس شهيد
فرزند محمد اياز در سال 1324 هجري شمسي در قريه کليد گرد ولسوالي گذره ولايت
هرات دريک خانواده دهقان متولد گرديد. وي بعدا شامل مکتب ابتدائيه گوشمير آن
ولسوالي شده و بعد از ختم موفقانه مکتب مذکور به اساس لياقتي که داشت، ازطرف
هيات مؤظف وزارت معارف براي ادامه تحصيل انتخاب و شامل ليسه ابن سينا کابل
گرديد. موصوف بعد از ختم ليسه، بحيث معلم در آن مرکز آموزشي جذب و در ارتقاي
سويهء تعليمی شاگردان و تنوير اذهان شان خدمات شاياني را انجام داده است.
بائس شهيد در آواخر دههء 40 درسازماندهي اعتراضات صنفي و سياسي صلح آميز مکاتب
و پوهنتون کابل نقش فعال داشته است. مقامات مسؤل در عکس العمل به فعا ليت هاي
روشنگرانه سياسي وي در کابل ، او را از ليسه ابن سينا کابل به ليسه جامي ولايت
هرات تبديل نمودند.
موصوف در ليسه جامي از جمله معلمين ممتاز دوره خويش محسوب مي شد که در تدريس
اکثر مضامين ( علوم طبيعي ، علوم اجتماعي و ادبيات ) تسلط کامل داشته و با
باور کامل به دانش خويش در برابر شاگردان صنف مربوطه قرار مي گرفت و مطالب
پيچيده درسي را به لسان ساده و جذاب در پيوند با حقايق و فاکت هاي روزمره
زندگي توضيح و آنها را در کسب معلومات آفاقي تشويق و کمک مي نمود. او در
ساعات درسي مضامين اجتماعي، پرابلم هاي حاد انکشاف اقتصادي – اجتماعي کشور را
نیز طرح مي نمود. قوه خوب افهام و تفهيم ، داشتن موضعگيري وطندوستانه و شجاعت
عمل، وي را از ساير هممسلکان اش متمايز مي ساخت.
سهم بائس شهيد در ايجاد، سازماندهي و رهبري مبارزات روشنگرانه صنفي و سياسي در
کشور برجسته و اثر گذار بود. بگونه مثال ميتوان از نقش روشن و سازندهء وی در
سازماندهی و رهبری اعتصابات معلمين ولايت هرات نام برد.
اعتصاب معلمين ولايت هرات که در سال 1351 بخاطر خواسته هاي صنفي شان سازماندهي
گرديده بود، در بيداري سياسي جوانان ولايت هرات و بسيچ آنها درمبارزه بخاطر رشد
و انکشاف اجتماعی و تامين عدالت اجتماعي از اهميت شاياني برخوردار بود.
اعتصاب کنند گان در اجتماعات که در صحن مکتب متوسطه موفق، بر پا مي گرديد با
ايراد سخنراني ها، خواسته هاي صنفي خود را طرح و توضيح مي نمودند که درين ميان،
سخنراني هاي فصيح و بليغ بائس شهيد که مملو ازشجاعت ، صداقت و اعتقاد راسخش
به امر مبارزهء حق عليه باطل بود، جذابيت خاصي داشت. جوانان منور هرات سعي مي
نمودند که درهنگام سخنراني هاي موصوف در اجتماع اعتصاب معلمين هرات حضور بهم
برسانند. سخراني هاي پر جاذبهء بائس شهيد نتنها در تنوير اذهان مردم، بلکه در
بسيچ آنها در مبارز عليه عوامل فقر از ويژگي خاصي برخوردار بود.
با ئس شهيد نتنها يک سخنور زبر دست، بلکه يک شخصيت با تقوا و مردمي نيز بود که
به رسوم و عنعنات پسنديده مردم پايبند و با داشتن احساس عالي همدردي با آنها به
حرف توده هاي مردم دقيقا گوش مي داد، از توده ها مي اموخت و به انها مي
آموختاند. اين خصلت، موصوف را از ساير همقطاران سياسي اش متمایز مي ساخت و
آنرا بيک شخصيت مورد احترام همگان مبدل ساخته بود که حتي جوانا ن ساير جريانات
سياسي، وي را سمبول دانش، تقوا و رزم عادلانه مي پنداشتند.
بائس شهيد که زندگي سياسي آن از سال 1343 هجري شمسي با حزب دموکراتيک خلق
افغانستان پيوند يافته بود، توانست که طي سالهاي متمادي بمثابه مسؤل کميته
ولايتي هرات در ايجاد، رشد و استحکام سازمان هاي حزبي ( ح. د. خ. ا ) نقش
بزرگي را بازي نمايد، که شخصيت قوي موصوف در جنب ساير فاکتور ها در رشد
سازمانهاي مذکور از اهميت استثايي برخوردار بوده است.
بعد از ثور 1357 که ح.د.خ.ا. قدرت سياسي را بدست گرفت، متاسفانه افغانستان
بميدان کشمکش ها و بازي هاي خطير سياسي مبدل گرديد. در نخستين روزهاي ثور57 در
جريان يک صحبت، بائس شهيد به من گفت که "موجوديت يک حزب و دو رهبر"
يک پديده ننگين و
خطرناک است که با ايدل ها و پرنسيپ هاي حزب ( ح .د. خ.ا. )
متناقض مي باشد. موضعگيري اصولي موصوف در قبال حوادث و جريانات سياسي کشور، باعث
شد تا بتدريج، حضور فعال مرحوم بائس در حيات حزبي و دولتي محدود و محدود تر
ساخته شود و بدين سلسله مرحوم دراواسط 1357 از مقام کميته ولايتي حزب و مدريت
معارف ولايت هرات عزل و بحيث والي ولايت فراه تعيين و بعد اً به صفت رئيس
تجارت داخلي وزارت تجارت مقرر گرديد.
تبد يلي موصوف از ولايت هرات ضربه شديدي را به اتوريته حزب در انولايت وارد
ساخت که اين مسئله در جنب ساير عوامل( داخلي و خارجي ) سر انجام باعث بروز
شورش ها در حوت 1357 در ولايت هرات گرديد.
موصوف يکي از علل اغتشاشات حوت 1357 هرات را در عدم موجوديت کدر رهبري که از
جامعه و محيط هرات شناخت مي داشت، مي دانست و از حالت مسلط بر حزب و جامعه
شديدا انتقاد مي نمود. وي پلنوم 28 سنبله 1358ح.د.خ.ا. را که در فضاي ترس و
رعب و به منظور تایید از کودتای انجام شده دولتی تدوير يافته بود، فاقد
مشروعيت مي خواند.
قابل تذکر است که اشتراک کنندگان پلنوم 28 سنبله 1358 در برابر اراده و خواست
مر حوم حفيظ الله امين گردن نهادند وحتي به ثنا و صفت وي پرداختند. زمانيکه
تعداد زيادي از صفوف ، کدر ها و فعالين حزبي و دولتي، بي کفايتي و عدم جسارت و
قاطعيت سياسي رهبران سازشکار حزب را ديدند، راه حل سياسي پرابلم ها را در شرايط
دکتاتوري مطلق العنان آنزمان ناممکن دانسته ؛ تصميم گرفتند که حاکميت زادهء قهر
را قهراً از ميان بردارند ؛ که نقش بائس شهيد نتنها بمثابه يک سخنور، متقي و
دانشمند؛ هکذا منحيث يک سازمانده دلير و مرد ميدان در سازماندهي حرکت 22 ميزان
1358 در امر نوسازي رهبري ح.د.خ.ا و عقیم ساختن کودتا، بارز بوده است. حرکت
متذکره به هر دليل و علتي ( داخلی و بیرونی ) که بود به شکست مواجه گرديد و
مرحوم بائس با تعداد زيادي از فعالين و کدر هاي ح.د.خ.ا
اعتبار از 18 ميزان الي 22 ميزان 1358
بعنوان طرفدادران مرحوم غلام محمد فرهاد، اولين رهبر حزب افغان ملت زنداني
گرديد.
حلقه حاکم در حزب و دولت با زير پا نمودن همه حقايق و معيارها با جنون بي
سابقهء ، بائس شهيد و همقطاران وي را با غلام محمد فرهاد، اولين رهبر حزب افغان
ملت پيوند داده ومي خواست با اين اتهام ميان تهي نشان بدهد که قيام 22 ميزان از
جانب اعضا و کدرهاي ح.د.خ.ا صورت نگرفته و از جانبي باعث بي اعتبار ساختن بائس
شهيد و همقطارانش گردد.
قرار اظهارات يکتن از شاهدان عيني، بائس شهيد روزهاي دشواري را در زندان
پلچرخي سپري و مورد عذاب و شکنجه هاي مختلف جسمي و روحي قرار گرفته است.با
وجود همه فشار هاي جسمي و روحي زندان، بائس شهيد رفقا و دوستان خود را به
شکيبائي و مقاومت دعوت و آنها را به پيروزي مبارزان اصيل افغان اميد وار مي
ساخت.
يکتن د يگر از شاهدان عيني مي گويد که بائس شهيد براي رهائي همقطارانش از
شکنچه مرگبار زندان، براي آنها گفته بود که " تمام مسؤليت حرکت 22 ميزان را
بعهده من و استاد سلام بياندازيند تا اينکه به مانند استاد حبيب وطنيار در زير
شکنجه تلف نشويند"
بتاريخ 10 قوس 1358 آقاگل بائس را همراه با همقطارانش از جمله شهدا لعل پادشاه
عالمي، غلام رسول کهسان، استاد سلام، استاد ذکريا ، عبدالعزيز بسام و داکتر عوض
از سلول زندان به سوي کشتارگاه بردند. در ين حال بائس شهيد رو به همرزمان خويش
که در ماحول آن قرار داشتند، کرده و با روحيه عالي وطن دوستي و متانت افغاني
گفت: درفش مبارزه را براي هميش بلند نگهداريد!
درين شب تعداد
کثيري از جمله آقاگل بائس، لعل پادشاه عالمي، غلام
رسول کهسان، استاد سلام، استاد ذکريا ، عبدالعزيز بسام و داکتر عوض بدون محاکمه
در پوليگون پلچرخي تير باران شدند.
يقينا که خاطرهء بائس شهيد و همه کسانيکه بخاطر سعادت ، ترقي و آزادي
افغانستان جام شهادت نوشيده اند براي هميش زنده باقي خواهد ماند.
شاد
باد روح پاک شهداي وطن ما!
عصمت رسا
|