|
دپلوم
انجنیر خلیل الله معروفی برلین،
دوم اکتوبر 2007
یای مجهول و
واو مجهول
(
وجـوه تمایـز و تفارق "دری افغانستان" و "فارسی ایران" )
این نوشته که بتاریخ 13 جنوری 2007 یادداشت گردیده و به طاق نسیان سپرده شده
بود، قـضافـلکی کشف گردید و حیف دانستم که آنرا در امتداد سلسله گفـتار
« وجـوه تمایـز و تفارق "دری افغانستان" و "فارسی
ایران"» تقـدیم عـلاقه مندان فارسی دری نکنم.
در این قـسمت باز گوشه ای دیگر از تفاوتهای دری افغانستان و فارسی ایران نشان
داده میشود. هـدف از ارائۀ این سلسله رد ادعای سست بنیاد و حتی بی بنیاد
کسانیست، که میگویند "فارسی فارسیست، در هـر کجا که باشد." این سلسله ادامه
دارد و ضمن هـر بخش، قـسمتی از این تفاوتها مجسم ساخته میشود. بدون تردید،
وقـتی این گفـتار ، که دنبال کردنش مدت مدیدی را در بر خـواهـد گرفـت، به آخر
برسد، مجموعه ای بدست خـواهـد آمد، گویا و همه فهم ، که در کلـیتش پیکرۀ هـر دو
لهجۀ فارسی دری مجسم خـواهـد گردید. و مجسم خـواهـد گردید، که دری افغانستان تا
چه حد وفادار به اصل و در امان از ابتذال مانده است.
در این بخش گذری میکنیم به "دو یاء" و "دو واو" ؛ یکی معروف و دگری مجهول.
چنان که می دانیم، در زبان "دری افغانستان" دو قـسم "یاء" و دو قـسم "واو"
داریم؛ "یای معروف و مجهول" و "واو معروف و مجهول".
ــ "یای معروف" مثلاً در کلمات "تیر، امیر ، خمیر ، حقـیر ، عمید ، جبین ،
تولید ، توحید ، بیم ، ریم ، ندیم ، نسیم ،
شمیم ، یتیم ، عـندلیب ، عـید ، دید ، پلید ، رسید ، کشید ، نالید ،
رمیدن ، جویدن ، شنیدن ، سی ، سهی ، تهی ،
کریم ، رحیم ، رجیم ، عـظیم ، لئیم ، کثـیف ، شریف ، نجیب و غـیره"
ــ "یای مجهول مثلاً در کلمات "پنیر ، شیوه ، میوه ، خیوه ، جیوه ، دیو ، سیب ،
اوریب ، ریسمان ، پشیمان ، بید ،
سفـید ، امید ، بیمار ، بیدرد ، بی اراده ، بی غـیرت ، بیراه ، بیواسطه
، بی رقـم ، بیغـم ، تیغ ، میغ ، ستیغ ،
دریغ و غـیره".
ــ "واو معروف" مثلاً در کلمات "غـول ، زود ، بوت ، توت ، خوب ، ایوب ، بروت ،
قـروت ، جالوت ، فانوس ،
آبنوس ، پتنوس ، روس ، چلوس ، جلوس ، عـبوس ، عـروس ، دیوث ، سالوس ، فاروق
، وَلوع ، جنون ، کنون
، روح ، نوح ، قاموس ، جاسوس و غـیره".
ــ "واو مجهول" مثلاً در کلمات "جوی ، روی ، بوی ، سوی ، روباه ، بویا ، پویا
، گویا ، جویا ، رویا ، هـنوز ،
روز ، تنور ، شوخ ، دوغ ، دروغ ، کوچ ، انبوه ، اندوه ، ترسندوک ،
زردنبوک ، لافـوک ، جوش ، خروش ،
خاموش ، دوش ، سروش ، و غـیره".
هـردو قـسم "یاء" و "واو" در روزگاران قـدیم در زبان "فارسی دری" رایج بوده، که
خوشبختانه به عـین شکل تا به امروز نیز در "دری افغانستان" پابرجا مانده اند.
اما در زبان "فارسی امروز" ایران ــ و خصوصاً در زبان معیاری آن ــ تنها "یاء
و واو معروف" وجود دارند و از "یاء و واو مجهول" اثری نمانده. در ایران همان
حیوان درنده ای را که گویا پادشاه جانوران خوانده شده ، هم
sheer
تلفـظ میکنند و نیز آن مایع سفـیدی را که از پستان پستانداران بدر
میگردد. ایرانیان هـم نبات معروف "سیر" را که "برادر پیاز" است
seer
تلفـظ میکنند و نیز صفـت "سیر" را که مقابل "گرسنه" است.
درین عـرصه مگر باید به یک گوشۀ درست در فارسی ایران اشارت گردد، که در دری ما
به انحراف رفـته :
لغات "موضوع " و "طلوع" و "رجوع" و "شروع" و "شورای" را در فارسی ایران با "واو
معروف" تلفـظ میکنند که کاملاً درست و مطابق به قاعـدۀ عـربی است. اما در دری
افغانستان هم "موضوع" و هم "طلوع" و نیز "رجوع" و "شروع" و "شوری" را با "واو
مجهول" اداء مینمایند، که نادرست است. "موضوع" بر وزن "معلوم" و "مقـتول" و
"مودود" و "معشوق" اسم مفعول عـربی و اصلاً در معنای "وضع شده" است. "طلوع" و
"رجوع" و "شروع" اصلاً بر وزن "خروج" و "دخول" و "شمول" و "وضوح" و "جلوس" و
"حدوث" و "نبوغ" و "بلوغ" و "قـدوم" و "ثبوت" و "غـیرهم، و "شورا" ــ که در دری
ما بـر وزن "جویا" و "گویا" تلفـظ میگردد ولی در اصل عـربی بر وزن "طوبا" و
"کوبا" است ــ ، همه به "واو معروف" اند، چون در زبان عـربی "واو مجهـول" اصلاً
وجود ندارد، همان قـسمی که زبان تازی "یای مجهـول" را نیز نمی شناسد.
یک نکتۀ آخرین باید حتماً گفـته شود، که اگر نشود حق مطلب اداء نگردد :
دلیل درست تلفـظ کردن کلمات بالا در فارسی ایران ازینروست، که ایرانیان امروزی
"واو مجهول" را نمی شناسند. یعنی اگر در فارسی ایران "واو مجهول" وجود می داشت،
معلوم نبود که ایشان این لغات را صحیح تلفـظ میکردند، یا نه. یعنی که
"در خانه ماندن بی بی بخاطر بی چادری بودن است."
|