دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی                                                برلين، 9 نومبر2007             

قـتل سید مصطفی کاظمی

تباهکاری که به سزای خود رسید

و چنین باشد سزای همه تبهکاران  

حادثۀ انفجار ششم نومبر 2007  بغلان مثل برق در همه جا پیچید؛ در همه جا پیچید و انعکاسات مختلف داشت. تمام انعکاسات مختلف مگر در یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن این که ضمن این انفجار تعداد زیاد مردم بی گناه  ملکی و خصوصاً آن اطفال معصوم مکاتب قـربانی گردیدند، که به استقـبال وکلای ولسی جرگه صف بسته بودند. گرچه طالبان دست داشتن خود را در این حادثۀ مرگبار از همان اول رد کردند، اما نشانه ها و بسا حدس ها، راه به سوی ایشان میبرند. و اگر این حدس ها درست  باشند و دست طالبان در کار بوده باشد، چندین نکته ضمن این حادثه جلی و چشمگیر میگردد :

ــ  که ناامنی و ترور محض به جنوب منحصر نمانده ، بلکه  مناطق ظاهـراً آرام شمال را نیز به آشوب کشیده میتواند.

ــ  که طالبان بعد ازینکه مناطق غالباً پشتون نشین جنوب را در چنبرۀ خود درآوردند، میخواهـند فعالیت های خود را به متباقی مناطقی نیز کشانده و گسترش بدهـند که پشتونها در آنها در اکثریت بسر نمیبرند. و حادثۀ بغلان شاهـد برجسته ایست از  این انکشاف جدید.

ــ  که قـوای بین المللی از دفع طالبان نه تنها عاجز مانده اند ، بلکه تفـوق نیروی جنگی و دهـشت افگنی طلبان روز تا روز بر مؤثریت عملیات قـوای ناتو خط نفی میکشد. از همین رو ممالک عـضو ناتو هـراس  از ناکامی مأموریت شان در افغانستان دارند. حدس جهانیان مشعر بر اینست که شکست ناتو، احتمالاً زمینه ساز اضمحلال پیمان اتلانتیک شمالی ــ که بزرگترین ائتلاف جنگی تاریخ شمرده شده ــ خواهـد گردید. دیده میشود که یکی از مشخصات کلاسیک تعرض و اشعال افغانستان یک بار دیگر میخواهـد تحقـق یابد و آن اینکه  کلاه و دستار بسا جهانکشایان تاریخ در این سرزمین،  بر زمین خورده و این بار نیز تاریخ اشتباه نخواهـد کرد.

ــ  که طالبان از قـوت الظهر بزرگی برخوردار میباشند و با وجود اعلان روزمرۀ تلفات ایشان، نه تنها از نیروی جنگی ایشان کاسته نشده ، بلکه برعکس قـوت بیشتر هم یافـته است. معلوم است که طالبان از صفـوف مردم ناراضی هم میتوانند بحد اعلا نیرو جذب کنند و ناراضیان از دولت افغانستان و قـوای متجاوز پیمان ناتو هـم نه تنها کم نیستند، بلکه روز بروز رو به افـزایش نیز میباشند.

اگر به اصل موضوع بپردازم : 

عـکس العمل مشخص اهـل خبرت و نویسندگان در قـتل مصطفی کاظمی بکلی نامتجانس است و در همینجاست که طرز دید اهـل قـلم و آگاهی در مورد حادثۀ بغلان از هم فـرق میکند. در حالی که قـتل کاظمی را اکثریت مطلق دلسوزان به وطن و مردم دردرسیدۀ ما سزای اعمال و جزای خداوندی تلقی میکنند ، هـستند تعداد معدودی از نویسندگان که بر مردۀ کاظمی تبهکار نوحه سرداده  اند. این تعداد افغانان یا از گذشتۀ شوم مصطفی کاظمی بکلی بیخبر اند و یا که با وجود آگاهی از کارنامۀ تبهکارانۀ وی، به تقـدیسش می پرداند. هـدف از تقـدیم این نوشته تبصره بر همین نکته است.

من در مقالۀ  « وابستگی آشکارای "جبهۀ ملی" از روسیه » اندک به موضوع اشارت کرده ام، مگر ضمن این نوشته بر زوایای دگر ذات مضر و ضد منافع ملی او روشنی می اندازم. در مورد کارنامۀ مذموم و شخصیت بدنام مصطفی کاظمی نویسندگان واقعیت بین و دلسوز به مردم و وطن بسیار نوشته و گذشتۀ شوم  وی را در حدی روشن ساخته اند که مرا از توضیح و تبیین بیشتر در زمینه بی نیاز میگرداند. من فـقـط رول مخرب این چهرۀ زشت را در اوضاع جاری سیاسی کشورم،  برجسته میسازم.

بدون شک که بدکاران و فـتنه انگیزان در طیف کارداران و متنفـذان در سطوح مختلف ارکان دولت و سیاست دولتی افغانستان بسیار اند. اشخاصی از قـبیل قانونی و دوستم و دلگی مشر قـسیم خان فهیم و ربانی و سیاف و  خلیلی و محقـق و گلابزوی و عـلومی و کبیر رنجبر و غـیرهم ، همه بدنام اند و کارنامۀ شوم ایشان  بر مردم ما روشن است، اما در بین همه بدنامان و زشتکاران، رول کاظمی از چند نگاه چشمگیر تر میگردد : 

ــ  درجۀ سرسپردگی و غـلامی مصطفی کاظمی به رژیم  ایران و شریک جرمش دولت روسیه ، در این طیف  از هـمه جلوتر میرود و همه میدانیم که این دو دولت دشمن افغانستان، با چه کارستان های پوشیده و هـویدا در صدد تخریب بیشتر اوضاع کشور و روابط ذات البینی مردم و اقـوام ما میباشند.

ــ  کاظمی که در مدارس تبلیغات جمهوری اسلامی ایران تربیه دیده و سرپردۀ رژیم تئوکرات خشن آن سامان گردیده بود، سخنوری بود لفاظ  که میتوانست بسا کسان را به اصطلاح گپ داده و به بیراهه بکشاند. از همینرو خطر وی از تمام دار و دسته ای که در صدر مقامات دولتی جمع گردیده اند، به مراتب بزرگتر بود. و چون او در داخل دستگاه دولت و در چوکات نهادهای مخالف حکومت کرزی از منافع بیگانان و خصوصاً از منافع دول جنایتکار روسیه و ایران به دفاع برخاسته بود، خطرش از دیگران بیشتر هم بود. تشکیل "جبهۀ ملی" که به اشارۀ روسیه روی صحنه آورده شد، اوج این خدمت گزاری به بیگانگان است. بدون شک که مصطفی کاظمی در این جبهه شخص اول و عمده شمرده میشد. ولو که در رأس این جبهۀ گویا "ملی" ، رئیس جمهور سابق و یک شخص به اصطلاح "پخپلو" (*) قـرار داشت ، اما همه کاره و فـرد تصمیم گیر و تعیین کننده همانا کاظمی بود.        

گفـتۀ بزرگان که:

 

به مرگ کسان دل مدارید شاد          که گردون همیشه نگردد به داد

 

در این مورد خاص و موارد مشابه آن، ارزش خود را از دست میدهـد. چون :

این قـتل نه به خاطر نفـس "مرگ و مردن" موجب رضایت است ، بلکه به خاطر آن رضایت بار می آرد و مُسَــّـکـِـن

 دل دردمندان است، که مقـتول که خود "حامل جنایت و کشتار مردم مظلوم" بود ، به جزای اعمال خود رسیده و به تحت السقـر و به اسفـل السافـلین فـرستاده میشود.

مردم درد رسیده و مظلوم دست جنایتکاران هـر آن منتظر اند که قاتلان ملت یا به پنجۀ عـدالت سپرده شوند و یا که خود به دست قاتلان و ظالمان دیگر کشته شوند. بدون شک  لست  جنایتکاران بس دراز است  و تعداد بسیار همینان در رسته های بالائی دولت دربار کرده، به امر و نهی مشغول میباشند و هـنوز که هـنوز است خنجر ظلم و سنان ستم را به زمین نگذاشته اند.

شنیده شد که حکومت حامد کرزی حادثۀ بغلان را "روز عـزای ملی" اعلان کرده است. از رئیس جمهور افغانستان باید پرسید که این "روز عـزاء" بخاطر کیست؟؟؟ بخاطر مردم مظلوم و بیچاره ای که ضمن این حمله به شهادت رسیده اند و یا بخاطر کشته شدن یک جنایتکار معروف؟؟؟ من میگویم که اعلان "روز عـزاء" بخاطر شهادت مردم معصوم و مظلوم ما نیست، چون از چند سال است که همین مردم بیگناه در جنوب کشور روزمره به شهادت میرسند و اگر اعلان "روز عـزاء" به خاطر مردم مظلوم و بی گناه ما باشد، باید هـر روز در سوگ مردم بی گناهی بنشینیم که هـم بدست قـوای ناتو و عـساکر باصطلاح "اردوی ملی" افغانستان به شهادت میرسند و نیز بدست طالبان. پس معلوم میشود، که اعلان "روز عـزاء" فـقـط بخاطر قـتل مصطفی کاظمی جنایتکار است  و اگر اینطور است ــ و هـرآینه که همین طور است ــ  باید بر چنین رئیس جمهور و بر چنین دستگاه حکومتی افـسوس بخوریم و دعاء بکنیم که گلیم این رئیس جمهور "حامی جنایت" و این حکومت "جنایت پرور"،  بزودی زود  جمع گردد!!!!!  

چنان که تذکر داده شد، هـشت روز پیش از وقـوع حادثۀ بغلان مقاله ای زیر عـنوان "وابستگی آشکارای "جبهۀ ملی" از رویسیه" نوشتم و در پورتال "افغان جرمن آنلاین" و چندین سایت انترنتی نشر کردم، که ضمن آن رول مخرب مصطفی کاظمی برجسته گردیده بود. اکنون که این جاسوس روس و ایران و این نوکر هـردو ، به جزای اعمال جنایتگرانه و وطنفـروشانۀ خود رسیده ،  می سزد که آن مقال را دوباره از نظر خوانندگان حق جوی افغان بگذرانم، تا دریابند که اشک ریختاندن بر مرگ چنین شخص تباهکار چه ظلم آشکاره  در حق ستمدیگان دست جفای او میباشند. نقـل مجدد آن مقاله ضمن این گفـتار ، طینت باطن نویسندگانی را نیز نشان میدهـد، که بر مردۀ آن انسان خون آشام، "اشک مبارک" قـلم را روی صفحات انترنت  و جرائد ریخته اند.

------------------

 

دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی                                       برلین ، 28 اکتوبر 2007

وابستگی آشکارای"جبهۀ ملی" از روسیه

 

شیـر شیـر در مشک شیـر در پشت شیـر

 

در افـسانه های فـولکلوریک دری افغانستان حکایت "دختر پادشاه" بسیار دیده میشود و کسی که  میخواست این دختر را به زنی بگیرد، باید شرط هائی را برآورده میساخت. یکی از این شرط ها مثلاً این بود که کاندید باید شیر شیر در مشک شیر و در پشت شیر به حضور پادشاه حاضر نماید. یعنی که کاندید باید چنان دلیر و سرتیر میبود که با شیران دست  و پنجه نرم میکرد ، شیرها را میکشت و  مُنقاد خود میگردانید ، در حدی که میتوانست پوست آنها را بدرآورده و از آن مشک بسازد. بعد شیر شیر را بدوشد و از همه عـجیب تر که خود سوار بر پشت شیر می آمد و شیر شیر را در مشکی از پوست شیر با خود می آورد، به حضور پادشاه.(1)

حال ببینیم که "شیر شیر در مشک شیر در پشت شیر" در مورد جبهۀ به اصطلاح "ملی" که در واقع خلیفه و جانشین "ائتلاف شمال" است، تا کجا و به چه صورتی صدق میکند؟؟؟ خصوصاً در ارتباط با "فـدراسیون روسیه" که مبتکر، موجد و تمویل کنندۀ "ائتلاف شمال" ــ و بگفـتۀ دروغـبافان "جبهۀ متحد ملی" سابق ، که برضد طالبان ساخته شده بود ــ  بود و اینک افـتخار ــ و یا بهتر بگوئیم "شرمساری" و "افـتضاح" ــ ایجاد این "جبهه" با  نام کذائی  "جبهۀ ملی" هم به آدرس کرملین نوشته  می شود؟؟؟؟

 

سایت "آزمون ملی" به نقـل از اخبار روز سوم عـقـرب 1386 (25 اکتوبر 2007 ) "روزنامۀ نجات" ، چنین   نوشت :

«   گشایش نمایند‌گی جبهه ملی در روسیه ، (پنج شنبه > 1386/8/3)

نمایندگی ائتلاف سیاسی جبهه ملی افغانستان در تاریخ 21 اکتوبر طی مراسمی در يکی از رستوان های مسکو، افـتتاح گردید.

به گزارش افغانستان.رو، عـبدالخلیل عـباسی، نماینده جمیعت افغانان در شهر سانکت پیتیربورگ و رئیس نمایندگی  جبهه ملی در روسیه در مراسم افـتتاح نمایندگی این جبهه، یکی از وظایف عمده نمایندگی جبهه ملی برقـراری تماس دایمی بین رهـبری جبهه و افغانان ساکن کشورهای عضو شوروی سابق خواند.
عـبدالخلیل عـباسی در سخنرانی خود گفـت که افغانستان کشوری مستقـل، آزاد، واحد و تجزیه ناپذیر است و نظرات افغان ها برای رهـبری در امر بازسازی و آبادی افغانستان بسیار ارزشمند می باشد.
وی همچنین خواهان شرکت فعال تر روسیه و کشورهای آسیای مرکزی در احیای اقـتصاد افغانستان شد.
عـبدالخلیل عـباسی، نماینده جمیعت افغانان در شهر سانکت پیتیربورگ در این مراسم به صفت رئیس نمایندگی جبهه ملی تعین گردید که از طرف عـبدالحکیم تورسون، عضو شورای اجرائیه جبهه ملی افغانستان که به طور خاص از افغانستان به همین منظور به روسیه رفته است، معرفی شد.
عـبدالحکیم تورسون در این مراسم گفت که ابتکار افتتاح نمایندگی جبهه ملی از طرف افغانان ساکن جمهوری های شوروی سابق پیشنهاد شده بود.
او همچنین اظهار داشت که جبهه ملی، اپوزیسیون حکومت سیاسی و رسمی موجود در کابل نمی باشد.
وی گفت: «با تاسف، بعد از ایجاد جبهه ملی در بعضی حلقات سیاسی افغانستان شایعاتی در این باره پخش شد که جبهه ملی افغانستان اپوزیسیون رئیس جمهور کشور می باشد، ولی این طور نیست، بلکه جبهه ملی افغانستان هم کار رئیس جمهور در حل مسایل حاد سیاسی و اجتماعی است.»
در این مراسم، نمایندگان جوامع افغانان در سانکت پیتیربورگ، رستوف، اریول، مسکو و عده ای از سایر شهرهای فـدراسیون روسیه و همچنان نماینده جمیعت افغانان ساکن کشور بلاروس حضور داشتند.
به گفته سازمان دهندگان این مراسم، عده ای از افغان های مقیم مسکو درباره افتتاح نمایندگی جبهه، نظر منفی شان را اظهار داشته و برخی از شرکت در مراسم امتناع ورزیدند.
همچنین در این مراسم نمایندگان اکادمی اداره دولتی روسیه مربوط ریاست جمهوری روسیه، کمیته نظامیان

 اینتیرناسیونالیست مربوط شورای سران دول جامعه، دول مستقـل و شرق شناسان شرکت داشتند.
قابل تذکر است که ایجاد ائتلاف جدید سیاسی جبهه ملی افغانستان در تاریخ 4 آپریل سال روان در کابل هـنگام بازدید

رئیس جمهور کرزی از هـند اعلام گردیده بود.
رهـبری جبهه را برهان الدین ربانی، رئیس جمهور اسبق بر عهده دارد و در ترکیب شورای عالی آن شاهـزاده مصطفی ظاهـر، احمد ضیاء مسعود، معاون رئیس جمهور، یونس قانونی، رئیس ولسی جرگه، محمد اسماعـیل، وزیر انرژی و آب، عـبدالرشید دوستم، مشاور رئیس جمهور در امور نظامی، محمد فهیم قـسیم، وزیر اسبق دفاع، مصطفی کاظمی، وزیر اسبق تجارت و عضو ولسی جرگه، منصور نادری، محمد اکبری، سید محمد گلاب زوی و نورالحق عـلومی از اعضای ولسی جرگه شامل می باشند.
از جمله رهـبران بانفـوذ مجاهـدین سابق فـقـط عـبدالرسول سیاف، کریم خلیلی، سید اسحق گیلانی، داکتر عـبدالله عـبدالله، محمد محقـق و صبغت الله مجددی در جبهه ملی شامل نگردیده ‏اند.

 

روزنامه وریمیه نووستی، چاپ مسکو به نقـل از وزارت امور خارجه روسیه می نویسد که مسکو در عکس العمل به افـتتاح نمایندگی جبهه ملی افغانستان در فـدراسیون روسیه بی اطلاعی کامل و تعجب نموده است./ »

گرچه تمام خبر راز به اصطلاح سر به مُهر "جبهۀ  ملی" و انقـیاد و سرسپردگی عام و تامش را به روسیه و شرکای جرمش بصراحت نشان میدهـد ، مگر جملۀ آخرین که میگوید « روزنامه وریمیه نووستی، چاپ مسکو به نقـل از وزارت امور خارجه روسیه می نویسد که مسکو در عکس العمل به افـتتاح نمایندگی جبهه ملی افغانستان در فـدراسیون روسیه بی اطلاعی کامل و تعجب نموده است.» ، این راز را در حد رسوائی فاش میگرداند. این جمله همان ضرب المثل مشهور "دزد سر خود پر دارد" را به یاد میدهـد. این خبر میگوید که در کشور روسیه ــ که کشور پولـیسی و جاسوسی و هـزار و یک اختناق است ــ ، یک کار بزرگ سیاسی و آن هم از طرف خارجیان براه انداخته میشود و وزارت خارجۀ این کشور از آن خبر ندارد!!!!! واقعاً که دروغ و دروغـگوئی هم حد و اندازه دارد و  کابلیان ارجمند همیشه میگفـتند که « دروغی بگو که به "راست" برابر باشد». اما دروغـبافان روسی کجا و ارزش های فـرهـنگ شرقی کجا؟؟؟ اینان بیشتر معـتقـد به ارزش های استعماری و امپریالیستی خود اند ، تا به ارزش های صادقانۀ شرقی. آدلف هـیتلر ــ سردستۀ جنایت گستران قـرن 20 معتقـد بود، که "دروغ هـر قـدر شاخدار تر باشد، امکان باور کرده شدنش نیز بیشتر است". زمامداران "هـیتلرمزاج" روسیه واقعاً از همان "فـرهـنگ دروغ" فاشیستان بهره میجویند و طرفه اینکه فـکر میکنند که خلق خدا و خصوصاً مردم مورد توطئۀ ایشان، به کنهِ این امـر نمیرسند و ازین ترفــند ها به گفـتۀ ایرانیان سر در نمی آرند.

 

در توجیه افـتتاح نمایندگی "جبهۀ ملی" ــ که ظاهـراً باید سازمانی باشد از افغانان و در خدمت افغانان ــ دست مستقـیم روسیه را می بینیم و لمس میکنیم. در توجیه براه اندازی این دفـتر در قـلب "تزویر و فـتنۀ  روسیه" ــ یعنی مسکو ــ  گفـته شده که گویا این دفـتر به منظور انسجام فعالیتهای افغانان متوطن در سراسر قـلمرو پهناور اتحاد شوروی سابق ، بنیان گذاری گردیده است. میگوید : « .. یکی از وظایف عمده نمایندگی جبهه ملی برقـراری تماس دایمی بین رهـبری جبهه و افغانان ساکن کشورهای عضو شوروی سابق خواند. »

میپرسم : اگر راست میگوئید و هـدف تان پیوند افغانان سراسر جهان با این جبهه است، چرا چنین نمایندگی ها را در ممالک غـربی ــ از اروپا گرفـته تا امریکا ــ بنیاد نمی نهید، که تعداد افغانان ساکن آن جاها ده ها مرتبه بیشتر از تعداد تمامی افغانانی است که در قـلمرو اتحاد شوروی سابق متوطن میباشند؟؟؟؟

حالا ببینیم که عـبارت "شیر شیر در مشک شیر و در پشت شیر" در این ارتباط چه مفهومی را ارائه می کند؟؟؟

من میگویم : این وجیزه بصراحت تام میرساند که این "جبهه" کاملاً و صد در صد "روسی" است.

ــ  شیر شیر : چون شیره و شربتش از مغز و پرخانه های بینی روس چکیده .

ــ  مشک شیر : قالب هم روسی است، چون ربانی و فهیم و دوستم و مصطفی کاظمی و قانونی و گلابزوی و عـلومی هـویت و ماهـیت  "اصلی و نهانی"  خود را فـقـط و فـقـط در همین "مشک و ظرف" روسی باز مییابند.

ــ  در پشت شیر : وقـتی "شیر" روسی است و "مشک" هم روسی، چرا محل ابلاغ و تبلیغ و مرکز سوق و اداره اش هم در خود روسیه و در بیخ گوش  "کرملن" و "ضرابخانۀ فـساد" ،  قـرار نداشته باشد؟؟؟

 

وقـتی امپریالیزم غـرب بسرکردگی اتازونی "خوان یغما" را در کشور ما گسترد، روسیۀ مفـتن و مزور ــ  کشور دیگر امپریالیستی جهان ــ هم خواست از این دسترخوان گسترده لقـمه های چرب و نرم بردارد. اینست که به ایادی و نوکران خود چون ربانی و دلگی مشر قـسیم فهیم و قانونی و سید مصطفی کاظمی و رشید دوستم و ... هـدایت داد تا سازمانی  را در داخل افغانستان بناء نهند و برای پیگیری منظم و دلخواه این سازمان ، به نوکران قـدیم  و وفادار خود ــ که  مثل گایزرهای "اولد فـیت فـُل" (2) اتازونی کار میکنند و در خدمتگزاری ایشان بمانند "ساعـت های ذروی"

 (3) کوچکترین سکتگی  رخ نمیدهـد ــ یعنی "گلابزوی"  و "نور الحق عـلومی" امر کرد که در این سازمان بخزند و این" دستگاه تخریب و جاسوسی" را از داخل سر و سامان دهـند!!!!!!!

و در این میانه ندانستم که فـرد "اجل گرفـته" ای نظیر "مصطفی ظاهـر" ــ نواسۀ ظاهـرشاه ، بابای فـقـید ملت ــ چه رولی را به عهده گرفـته است؟؟؟ رویدادها در آیندۀ نچندان دور نشان خواهـند داد ، که ادغام "مصطفی ظاهـر" در این جبهه چه چیزی را نشانه گرفـته است ؟؟؟

 

نمایندگی "جبهۀ ملی" در روسیه عملاً به طرفـداری از منافع روسیه در افغانستان تبلیغ میکند، چنانکه رئیس این نمایندگی گفـت :

« ... وی (عـبدالخلیل عـباسی، نماینده جمیعت افغانان در شهر سانکت پیتربورگ و رئیس نمایندگی  جبهه ملی در روسیه ) هـمچنین خواهان شرکت فعال تر روسیه و کشورهای آسیای مرکزی در احیای اقـتصاد افغانستان شد.»

 

رول عمدۀ این جبهه "باز کردن راه" برای آمدن دوبارۀ خرس قـطبی به افغانستان است. آگاهان و دانایان و باصطلاح قـدیم "ریشی ها" خود میدانند که بازگشت روسیه به افغانستان و سهم گرفـتن فعالش در امور وطن ما باز چه بلائی  را به ارمغان خـواهـد آورد؟؟؟؟ 

عـین تقاضای وطنفـروشانه  را سید مصطفی کاظمی حدوداً چهار ماه پیش نیز کرده  و گفـته بود، که در بازسازی افغانستان باید به روسیه نقـش مهم و حتی عمده داده شود. سایت "آزمون ملی" در زمینه چنین نوشت :

 

 «  كاظمي خواهان نقـش فعال !!!! اقـتصادي روسيه در كشور شد

    شبکه اطلاع رسانی افغانستان

سيد مصطفي كاظمي رييس كميته امور اقـتصادي مجلس نمايندگان افغانستان گفـت كه روسيه مي ‌تواند نقـش ارزنده‌ اي در احياء و توسعه اقـتصادي كشور ما داشته باشد.
روزنامه غـير دولتي چراغ چاپ كابل روز پنجشنبه به نقـل از كاظمي نوشته است : اين حقـيقـت براي هـيچكس پوشيده نيست كه توان روسيه امروزي بسيار زياد است.
وي اضافه كرد: روسيه از برتری ‌هايي نسبت به ديگر كشورها در افغانستان برخوردار است كه می ‌تواند براي توسعه اقـتصادي اين كشور از آنها استفاده كند.
كاظمي معتقـد است كه روسيه به خوبي افغانستان را مي‌شناسد و از شرايط و امكانات ، جغرافـيا و فـرهـنگ كشور به خوبي آگاهي دارد.
وي اظهار داشت كه اين اطلاعات طي ساليان دراز بدست آمده و به آن كشور در سنجش با ساير كشورها برتري‌هايي می ‌دهـد زيرا امكانات امروز روسيه بسيار عظيم است.
به اعـتقاد كاظمي روسيه وارث اقـتصاد بسته شوروي سابق، با اقـتصاد جهاني همگرا شده و در زمان حاضر از سرمايه ‌هاي آن در اقـتصاد بسياري از كشورها به خوبي استفاده مي‌شود.
وي اضافه كرد : فـدراسيون روسيه با برخورداري از چنين برتري ‌هايی نسبت به ساير كشورها می‌ تواند نقـش جديد و حتي كليدي در توسعه ‌اقـتصادي افغانستان و توسعه همكارهاي متقابل ايفا كند.
وي گفـت كه برخي‌ها اعلام می ‌كنند تا زماني كه بدهي كابل به روسيه حل نشود، مسكو كمكي نخواهـد كرد.
محترم كاظمي ادامه داد: از نظر من اين روش صحيحي نيست كه همكاري ‌هاي اقـتصادي با حل مسايل قـرضه‌ ها مرتبط شود.

به باور رييس كميته امور اقـتصادي مجلس نمايندگان افغانستان، تجربه مسكو در احداث راه آهـن نه تنها به خود آن كشور بلكه به منافع اقـتصاد روسيه هم كمك می ‌كند.
وي خاطر نشان ساخت: همانطور كه شبكه راه آهـن ، روسيه را با غـرب  و اروپا مرتبط ساخته است ، شبكه مشابهي هم مي‌تواند آن كشور را با شرق از طريق جمهوري‌هاي آسياي ميانه به جنوب آسيا متصل سازد.
به گفـته رييس جبهه ملي افغانستان كه ارديبهشت امسال تاسيس شد ، روسيه اطلاعات گسترده ‌اي از منابع طبيعي اين كشور در اختيار دارد كه مي‌ تواند حضور فعالي در عملكرد شركت ‌هاي بين‌المللي در استخراج سنگ آهـن ، مس و ساير منابع زيرزميني داشته باشد.
وي يادآور شد: شوروي عملا در گذشته در توليد سيمان افغانستان نقـش كليدي داشت اما از بازار اين كشور خارج شد و امروز ما مجبور به خريد اين محصول از ساير كشورها هـستيم. »

 

"جبهۀ ملی" ــ بخوان "جبهۀ روسی" ــ  که کمر همت را در خدمت کشور امپریالیستی روسیه بسته ا