دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی                                    برلین 10 مارچ 2007

سه تبصره بر

"یادداشت استاد لطیف ناظمی"

وقـتی مضمون مؤرخ پنجم مارچ 2007جناب کاندیدای اکادمیسین اعـظم سیستانی را در پورتال مفخم  "افغان جرمن آنلاین" خواندم، که در آن از آقایان لطیف ناظمی و رهـنورد زریاب  سخن رفـته بود، به خاطرم گذشت که یک زمانی تبصره ای دستوری بر "اظهارات دستوری" آقای لطیف ناظمی نوشته بودم. آرشیف های کمپیوتر زیر و زبر گردید، تا نوشته را یافـتم، که تاریخ اول اکتوبر 2006 بر فـرقـش خورده  است.

اینک همان یادداشت را پیش روی دوستداران "درست نویسی و درستگوئی زبان دری" میگذارم. اگر جناب ناظمی بر این نوشته، تبصره ای  و یادداشتی بخواهـند نوشت، آرزو میکنم، که آن را به پورتال "افغان جرمن آنلاین" گسیل دارند، با این اطمینان که متصدیان محترم پورتال، بدون طعـل  و درنگ، به نشرش بپردازند.

 

و اینک تبصره ها:

در ماهـنامۀ "نی" نوشتۀ جناب لطیف ناظمی را که با عـنوان "یادداشت استاد لطیف ناظمی" جلوه میکند، خواندم. ایشان ضمن این یادداشت  بر نوشتۀ آقای نبی عـظیمی، زیر عـنوان « به ارتباط نبشـتۀ محمد نبی عظیمی در بارهء "درسـت نویسـی در زبان فارسی ـ دری" » ، تبصره کرده اند.  در حالی که با بسا نکات مطروحه در نوشتۀ ایشان موافـقـم، بر سه مورد ذیل میخواهم انگشت بگذارم، که با فهم اندک من سازگار نیست:

 

1ــ جناب ناظمی مینویسد : « در مورد "هـست" و "است"، باید تأکید کرد که ظرافـت معـنایی آن دو را در نظر گرفـت. این دو واژه که نخسـتین آن ( موجودیت ) را نشـان میدهـد و دومین تنها رابطه را نمودار میسـازد؛ از مصدرهای "هـسـتن" و " اسـتن" اشـتقاق یافـته اند و نباید یکی  پـنداشــت.»

"فـرهـنگ معین" در صفحۀ 5141 (جلد چهارم) هـم عـین همین نکته را می آرد، ولی با تفـصیل بیشتر. اما داکتر خسرو فـرشیدورد، که یکی از استادان نخبۀ پوهـنتون تهران است در زمینه نظر کاملاً مغایر و بلکه متضادی دارد. وی در صفحۀ 27پیشگفـتار کتاب سودمند خود، "گفـتار هائی در بارۀ دستور زبان فارسی" ( چاپ هـشتم، چاپ 1375، چاپخانۀ سپهر تهران ) چنین فـرماید:

« چهل سالست که دستورنویسان از جمله دستورنویسان دورۀ راهـنمائی بغلط مینویسند که مصدر "است" و "هـست" "استن" و "هـستن" است، در حالیکه چنین نیست و مصدر هـردو اینها، "بودن" است، نه "استن" و "هـستن"؛ زیرا مصدر همه افعال در زبان عملاً وجود دارد و در عـبارات به تنهائی بکار میروند مانند : رفـتن، آمدن ، دیدن و صدها نظیر آن ( از آمدن و رفـتن ما سودی کو)؛ پس ما در هـیچ زبانی مصدر موهوم نداریم در حالیکه "استن" و "هـستن" همه عـناصری موهومند که اصلاً در زبان بکار نرفـته اند.»

 

 تبصرۀ من :

من در حالی که نظر استاد زبردست ادبیات فارسی پوهـنتون تهران ، داکتر خسرو فـرشیدورد را کاملاً منطقی و قابل قـبول میدانم، میخواهم بر اساس آن ، موضوع را شگافـته و تشریحات ذیل را تقـدیم خوانندۀ ارجمند نمایم :

"است" و "هـست" هـر دو از مصدر "بودن" برخاسته اند، و نه از مصادر موهوم "استن" و "هـستن". از خواص مصادر در زبان فارسی یکی اینست، که میتوانند به تنهائی بکار روند. مثلاً مصادر "خوردن، پوشیدن، نوشتن، رفـتن، آمدن و غـیره" را میتوان مستقـلاً استعمال کرد. چنانکه میگوئیم : "خوردن گوشت خوک حرام است" ، "پوشیدن لباس در وقـت آببازی درست نیست." ، "از نوشتن هـیچ بهره ای نبردم." ، "رفـتن به پایمردی همسایه در بهشت" ، "رفـتن و آمدنت، آمد و رفـت دگر است" ، "آمدن شما را درین محفـل به فال نیک میگیریم."  در تمام مثال های بالا "مصادر" بالاستقلال استعمال گردیده  اند. اما هـیچ ندیده و نشنیده ایم که "هـستن" و "استن" را کسی در چنین حالات  استعمال کرده باشد و یا استعمال کرده بتواند. ما هـرگز گفـته نمیتوانیم که "استن فلانی درینجا شرط نیست" اما میتوانیم بگوئیم و معمولاً هم میگوئیم که "بودن فلانی درینجا شرط نیست". زبان فارسی اجازه نمیدهـد، که بگوئیم "هـستن و نهستن او یکسان است" اما و  ولی  و مگر میگوئیم، که "بودن و نبودن او یکسان است". از طرفی مصادر "گردان" میشوند، چنانکه  مصادر بالا را در زمانه های مختلف بکار میبریم، از آنها "اسم فاعـل ، اسم مفعول، صفـت مشبهه و غـیره" میسازیم، مگر هـیچ ممکن نیست که از "استن" و "هـستن" چنین صیغه هائی را بدر آوریم. البته "است" و "هـست" بعضاً در عـین معنی و بعضاً هـم در معانی مختلف بکار روند، چنانکه استاد لطیف ناظمی بدان اشارت فـرموده اند.

"بود" ، "بوده است" ، "میبود" ، "میباشد" ، "است" ، "خواهـد بود" ، "باش" ، "مباش" ، "میباش" ، "باشنده" و  ترکیب معروف "هـست و بود" همه از مصدر "بودن" برخاسته اند.

    

2 ــ استاد ناظمی نویسد : « "اقلاً" و "اکثراً" از این رو نادرسـت اند که در زبان تازی، صفـت فاعـلی تنوین نمی پـذیـرد.»

تبصرۀ من :

تنوین آوردن بر "اقـل" و "اکثر" نه از برای آن نادرست است، که این دو کلمه "صفـت فاعـلی" باشند، بلکه بدین خاطر غـلط است، که این دو کلمه، "اسم تفـضیل" یا "صفـت تفـضیلی" اند، که بحساب صرف عـربی از جملۀ "کلمات غـیرمنصرف" شمرده میشوند. از خواص "کلمات غـیرمنصرف" یکی اینست، که تنوین نمی پذیرند. اما "اسم فاعـل" و "صفـت فاعـلی" تنوین پذیر اند. چنان که میگوئیم : غالباً ، عامداً ، شاعـراً ، کثیراً ، قـلیلاً ، جدیداً و غـیره ، که سه تای اول از "اسم فاعـل" ساخته شده اند  و سه عـدد  دومی از "صفـت مشبهه" که در زبان فارسی  حکم "صفـت فاعـلی" را دارند. من در زمینه در یکی از بخشهای اول "از امید به امید" به تفـصیل سخن گفـته ام. *

 

3 ــ استاد ناظمی فـرماید : « "تغـیر" و "تغـییر" به یک معـنی نیسـتند، اولی به معـنای از حالی به حالی شـدن و هـم خشـمگین شـدن اسـت و تغـییر دگرگونی اسـت که غالباً، این دومی را به گونهء اولی مینویسـند و نادرسـت اسـت. »

تبصرۀ من :

ــ "تغیر" بر وزن "تفعل" به معنای "دگرگون شدن" مصدر لازمی است؛ اما

ــ "تغییر"  بر وزن "تفعیل" در معنای "دگر گون کردن" مصدر متعدی میباشد.

یعنی فـرق کلی بین این دو مصدر در "لازمی بودن" و "متعدی بودن"  آنهاست. در زبان عـربی مصادر باب "تفعیل" و "افعال" همیشه" متعدی" اند، در حالی که مصادر باب "تفعل" بعضاً "لازمی" اند و بعضاً "متعدی".

مثلاً مصادر "تمیز" ، "تعین" ، "توجه" و غـیره که از باب "تفعل" اند، همه لازمی میباشند، عـیناً به مانند "تغیر". کلمۀ "توجه" مثلاً در معنای "روی آوردن" مصدر لازمی است، در حالی که اگر آن را به باب "تفعیل" برده  و از آن "توجیه" بسازیم، در معـنای "روی چیزی را نمایان ساختن، روی چیزی یا کسی را برگرداندن" مصدر متعدی میشود. تمام نزاکت  بین "تغـیر" و "تغییر" فـقـط  از نگاه "لازمی بودن" و "متعدی بودن" آنهاست، که بالاجبار معانی متفاوت  را افاده میکنند.

امید  که تذکرات بالا ، مورد عـنایت استاد ناظمی قـرار گرفـته باشند. من با فـرمودۀ  ایشان کاملاً موافـقـم، که در چنین زمینه ها نمیتوان سخن را با امر و نهی و اجتهاد، بر جانب مقابل قـبولاند،  بلکه برای توجیه و به کرسی نشاندن مدعا باید دلیل دستوری آورد و از "منطق و ریاضی"  زبان کار گرفـت. درک دستور زبان فارسی دری ناقـص می ماند، اگر توشۀ کافی از "صرف عـربی" نگرفـته باشد و متأسفانه که بسا ادباء و فضلای ما، بر این نکته توجهِ لازم نداشته اند.

----------------------------------------------------------------------------------

* در مورد قـید های تنوین دار، در یکی از بحشهای "مشکلات املائی در زبان دری" صفحۀ "ادب و هـنر" پورتال "افغان جرمن آنلاین" به تفـصیل گپ زده خواهـد شد.

سر پا ڼه

If you cannot properly view Pashto on this site please download our Pashto font

© COPYRIGHT 2005 ALL RIGHTS RESERVED 28-ASAD.COM