|
سمينار علمي نهضت تفاهم
بيانيۀ شاه محمود حصين درسيمينار
رفقا ودوستان !
ما درجهان
سرګشته وپرآشوبی زندګی ميکنيم ٠ جهانی که (( تقوارا درجامۀ جنايت پوشيده اند))
جهانی که سياست بازان ماهر وابسته به کمپنی های يهودی وانګلوساکسونی دارند خواب
برده ګی بردن بشريت وحاکميت يک دست خودرا برجهان از خيال به عمل ميآورند، جهانی که
ديګر سياست اخلاق وتعهدی نمی شناسد وبرتريهای اقتصادی ، تخنيکی ونظامی ارادۀ ملت
هارا به هيچ ګرفته است ، جهانی که زورمندان و (( برترها)) با عنوان کردن جهانی
سازی طبل جنګ با همه انديشه ها، باورها وسنتهای ملی ، تاريخی ومذهبی ملتهارابه
نواختن ګرفته است واندرين زمينه نه تنها ازبرتريهای اقتصادی ، تخنيکی ونظامی
خودداستان شکست ناپذيری خودرا عنوان کرده اند بلکه سياست های سرکوبګرانۀ نظامی
خودرا که خون واشک وبزر فساد با خوددارد بګونۀ پوشش مذهبی داده وبازيهای خونين
جنګهای صليبی را به تکرار ګرفته اند٠ جهانی سازی با شيوه های انګلوساکسونی جاری
درجهان درماهيت امر چيزی جز همان ( ويلت پوليتيک) يا سياست جهانی نازيستهای هتلری
درجامۀ برتری طلبی انګلوساکسونی نيست ٠ طراحان سياسی وا بسته به کمپنی های
انګلوساکسونی خودپنهان نميکنند که : (( قرن ٢١ با جنګ شمال وجنوب آغاز شد وبا جنګ
همه ګير بشری برای بقای جمعی ادامه خواهد يافت ٠ ٠٠ )) ٠باری مارکی سالزبری از
صدراعظمان باتجربه وکهنه کارانګليس ګفته بودکه : (( ميتوان جهان را تا حدودی به
ملتهای زنده وملتهای درحال مرګ تقسيم کرد٠٠٠ دولتهای ضعيف ضعيف تر ودولت های قوی
قويتر ميشوند٠ ملت های زنده بتدريج به قلمروملتهای درحال مرګ تجاوزخواهدکردوبزرها
وعلتهای منازعه ميان ملتهای متمدن به سرعت ظاهرخواهدشد٠ البته نبايد تصورکرد به يکی
از ملتهای زنده اجازه داده خواهدشد که انحصار معالجه يا قطعه قطعه کردن اين
بيمارنګون بخت را دردست ګيرد، اختلاف برسراينست که چه کسی امتيازچنين کاری رابدست
خواهدآورد٠ اين چيزها ممکن است علت اختلاف مرګباری را ميان ملتهای بزرګی که اردوهای
شان دربرابرهم صف کشيده وهمديګرراتهديد ميکنندبه وجودآورد، اين خطرهاست که به ګمان
من دردورانی که پيشروست ماراتهديدميکند٠ ))
بلی چنين
است ٠ وضعيت جاری درجهان مانشان ميدهدکه اين ايالات متحدۀ امريکاست که با همه تاب
وتوانش برين بيمار نګون بخت هجوم آورده وحرف اول زمانه را ازآن خود کرده است ٠
دموکراسی وحقوق بشر با جميع آزاديهای سياسی ومدنی اکنون فقط ازنوک سرنيزۀ خونين
سرباز امريکايی به نمايش آمده است٠ به همين دليل صدای بشريت ونهادهای جهانی مدافع
صلح ودموکراسی ومدنيت بشری هيچ وصدای شليک يک سرباز اجير کمپنيهای انګلوساکسونی همه
چيز است٠ سياست ديګرنه کارمختص دولتها بلکه شغل شبکه های عنکبوتی سيا ګشته است٠
افراد ، دولتها ، احزاب وسازمان هارا ميخرند ودرخدمت خود وستراتژيهای خودقرارميدهند
، توان پولی وتجارب ګستردۀ کار جاسوسی ومهارت درسربازګيری ازروشنفکران که به نرخ
روز زندګی کردن فراګرفته اند وضعيت را بجايی رسانده اند که بقول فريدريش نيچه
فيلسوف جنجال برانګيز آلمانی (( کارګرروشنفکرامروزه بيست برابر ګذشته اسيراست ))
وبدتر ازآن (( هرمرده شوی مسخرۀ بکمک پول ونيرنګ مقام روشنفکری راغضب کرده است ))
وضعيت جاری روشنفکررا با (( احساس خلا دردرون وتنهايی وبيکسی در بيرون )) روبرو
ساخته است ازين رو ست که فرصت طلبی ، مصلحت جويی ، جبن ، سازش ومعامله را هوشياری
ميګويند ومقابله با اين کابوس وحشتناک را ماجراجويی ميخوانند٠
واما برګرديم
به شمال وجنوب ، وسرنوشت ملتهای فقيروناتوان يا بقول سالزبری ملتهای درحال مرګ٠
اصطلاح شمال وجنوب را سياست سازان وابسته به کمپنيهای امريکايی عنوان کردند٠ ظاهرا
شمال شامل کشورهای ميشد که ازپوتانسيل نيرومند اقتصادی ، تخنيکی ونظامی برخوردارند٠
وليک يکه تازيهای ګردانندګان سياستهای کمپنيهای امريکايی اکنون شمال را مختص به
ايالات متحدۀ امريکا ساخته اند٠ سياستهای که تحت عنوان شمال وجنوب توسط سياست بازان
درخدمت رفتۀ بانکها وکمپنيهای امريکايی طراحی شدودربعد ها عنوان ريګانيزم را بخود
ګرفت عمدتا دوهدف را تعقيب ميکرد : يک درسطح داخلی پايان دادن به سياستهای ((
نيوديل )) يا تدبير نو، سياستی که کمپنی ها را مکلف به اجرای قراردادهای معين با
اتحاديه های کارګری ايالات متحدۀ امريکا می ساخت واين کاری بود که محدوديت هايی را
دربرابرآزادي عمل کمپنی ها ايجاد ميکرد، ودوی ديګر ، تامين آزادی عمل کمپنی ها
درمقابله با جنوب ٠ منظور ازجنوب درين سياستها در آغاز مجموعۀ دولتها وملتهای ضعيف
وملتهای بودندکه ګامهای درراه رشد اقتصادی وصنعتی خود ګذاشته وکمپنی های امريکايی
حضور آنهارا خطری برای توسعه وآزادی عمل خود حساب ميکردند٠ درهمين سياست شمال
وجنوب که رونالد ريګن رئيس جمهور اسبق ايالات متحده امريکا را مبتکر آن دانسته
اندوبوش پدر وبوش پسر به جلو تازندګان آن انددربرابر شمال چهار غول هدف قرارګرفته
است ٠ غول اولی اتحادشوروی وقت بود ، غول دومی رااروپای غربی ميدانستند ، غول سومی
کشور های درحال پيشرفت سريع اقتصادی وتخنيکی بګونۀ مثال چين وجاپان بود وغول چهارمی
هم کشورهای هستند که تازه آغاز به رشد اقتصادی –
تخنيکی کرده وزمينه های رشد مناسبی در خوددارند٠
بقول
سياستمداران وابسته به کمپنی های غول اولی به همانګونۀ که نيکسون عنوان کرد
درپيروزی بدون جنګ ازپادرآمد، غول دومی بقول همين طراحان سياسی چانس رقابت ودير
زيستن نداردوازهمين جاست که يکی ازبانکداران امريکايی اروپارا به ببرها تشبيه
کردوګفت (( ببرهانيرومنداندامانبايدفراموش کردکه آنهادرجنګل زندګی ميکنندونسل شان
درانقراض است )) غول سومی چين وجاپان است ٠ باتبديل نقشۀ جهان وايجادوتوسعۀ
پايګاهای نظامی وساختن حوزه های تازۀ نفوذ چيزی که قصرسفيد آنرابه اجرادرآورده است
زمين براين دوکشورنيزتنګ خواهدشد٠ هم درين راستا قصد آنست که باخريد واجير ساختن
دولتها ،احزاب سازمانها وشخصيت های حوزه های نفت خيز توسط شبکه های امريکايی به عمر
اوپک خاتمه دهندوسرنوشت اين ثروت عظيم طبيعی رادردست خودګيرند٠ با تطبيق اين طرح هم
غول دومی يعنی اروپا يا همان (( ببرها )) وهم غول سومی خودبخود سربه آستان ارادۀ
کمپنی های امريکايی خواهدګذاشت ٠ وبه اينګونه انحصار معالجه يا قطعه قطعه کردن
ملتهای ضعيف دراختيار ايالات متحده امريکا قرارخواهد ګرفت ٠
اکنون پرسش
اينست که ايالت متحده واقعآ چه قصدی دارد ، معالجه يا قطعه قطعه کردن ، تجارب
استعمار کهنه ونوامريکايی درامريکايی مرکزی وجنوبی با امريکايی لاتين که درحدودبيش
ازيک قرن جان ګرفت نشان ميدهد که آن بيمار نګون بخت را به چنان رکوداقتصادی ، ازهم
پاشيدګی سياسی ،فروافتادن اخلاق ومورال انسانی ګرفتار آوردندکه امروز دربسی موارد
درسطح پاينتر ازافريقای استعمارزده قراردارد وهيچ منبع اميدی برای رشد آتی آن
نيزمحسوس نيست ٠ درست همين سرنوشت بدتر وفاجعه بارتر ازآن درانتظارکشورهای آسيايی
نيزبوده است ٠ تطبيق نقشۀ شرق ميانۀ بزرګ که اسرائيل برآن حکومت خواهدکرد ازپارچه
پارچه کردن عراق آغازګشته است، ماهيت دموکراسی ، حقوق بشر وجهانی سازی رادرهمين جا
شاهدهيم ٠ تمدن هزارسالۀ عراق با همه دست آوردهای اقتصادی چنددهۀ اخير اين کشورهمه
به باد رفت ٠ جنګ شيعه وسنی وکردی را به جايی رسانده اند که سده هاکاراست تا اين
زخمها ی خونين رابازمداواکنند٠ جالب است که در عراق ازشيعيان حمايت ميکنندودرايران
آخوندهای شيعه را به جرم دست يافتن به غنی سازی يورانيوم به تهديد نظامی ګرفته
وتعزيرات اقتصادی را دوام وشدت می بخشند٠ مګر آقای سيستانی درعراق دموکرات تر از
آقای خامنه يی درايران است ؟ بازی با سرنوشت کردها نيزچنان است اوژلان رهبر کردهای
ترکيه را ميدزدندوبا غل وزنجير تحويل دولت ترکيه ميدهند ودرجزيرۀ يکه وتنها
درزندانی مجردی به بندکشيده ميشود وليک رهبر کردان عراق رابه رياست جمهوری
ميرسانند٠ چرا برای اينکه آن يکی چيزی به درد بخوری برای کمپنی های امريکايی ندارد
واين ديګری منابع نفتی سرزمينهای کردنشين عراق را به معامله ميګذارد٠ تهديد دوامدار
سوريه وبازی بهم اندازی درلبنان ودرخدمت قراردادن سران مصر ، اردن وعربستان سعودی
همه نشان ميدهد که چه تنابی برای شرق ميانه بافته اند٠
ازداشتن
تسليحات اتومی اسرائيل ، پاکستان وکوريای جنوبی حرفی درميان نيست وليک فشاربرايران
وچنه زدن با کوريای شمالی جهان را به فاجعه های تازۀ فراخوانده است ٠
بازی
درافغانستان نيز مجزا ازهمين روند نيست ٠ شمال را به خدمت ميګيرند تا جنوب را سرکوب
کند ودرجنوب تخم کينه وانتقام را ميکارند ، روشنفکران آګاه وبا خرد ومتعهد به
استقلال وآزادی وطن هيچ وسازشکاران ومعامله ګران هزار ويک رنګ همه چيز اند٠
دموکراسی درحرف ونظاميګری درعمل سيمای مسلط جامعه ماست٠ جنګ با طالبان والقاعده که
هردو محصول سياستها وحمايت های خودشان بودمدتها ست که درعمل پايان يافته است واين
دست کم درحال حاضر خطر باالفعل نيست ونميتواند با ايساف ناتو، اردوهای امريکايی
ومتحدين آن پنجه نرم کنند ، آنچه دوام دارد وقصدآ ادامه ميدهند جنګ با هست
وبودفکری واخلاقی ، ملی ومذهبی مردم ماست ٠ روشنفکر وطن ماکه شهامت بيان اين وحشت
مستولی بر جامعۀ مارا در خود نمی بيند درتلاش آنست تا با ساختن به اصطلاح (( احزاب
موافق )) حکومت ها وآدمهای ازريشه بيګانه با هستی ملی تاريخی وطن شان راحقانيت
ومشروعيت دهند٠ تلاش دردباری سربازګيری ازنيروهای متعهد روشنفکری ما به سود
ستراتيژيهای هستی برانداز کمپنی هاشخصيت نيروی روشنفکری متعهد به دموکراسی وپيشرفت
اجتماعی وطن مارا به سوال برده است ٠ رهبران کهنه کار وحوادث آورده توان هيچ جذب
جديدی در جامعه ندارند ازما ميبرند وبرديګران ميفروشند٠ به همين دليل است که ګرمی
اين بازار باعث روئيدن سمارق وار احزاب ، سازمانها ونهادهای اجتماعی شده است ٠ اين
احزاب ، ګروه ها وسازمانها با زبان نرم واغواګرانۀ که دارند بهشتی رابرای مردم
مازمزمه ميکنند که شمال تازۀ با خود آورده است ٠ ديروز همين ها بودند که تبليغ چهل
سال دوام آوردن تجاوز اردوی سرخ وساختن سوسياليزم مفت وارزان را زمزمه ميکردند
وخواب دوام مقام خود وانتقال آن به اخلاف خودرا ميديدند٠ روشنفکر دموکرات ومتعهد ما
امروز نقش پياده نظام آن عقبګرا ترين های جامعه مارا ايفا ميکند که درمعاملات نه
چندان پنهانی با کمپنی های امريکايی وسياست پيشه ګان وابسته به آن هستی وطن را به
قمار ګذاشته اند٠ اينها خوب ميدانند که دوطرف معامله کيهااند با اينهم ميروند ودر
تشنابهای خليل زاد وضو ميګيرند وپس از دست بوسی (( بابای ملت )) به امامت سياف
وربانی سربرزمين ميګذارند٠
ای وای !
برجنبش دموکراتيک افغانستان که چه آسان پارچه پارچه شد وچه ارزان بازيچۀ بی نقش
شبکه ها ګشت ٠ ميګويند نظاميګری امريکايی سعادت بار ودموکراسی آوراست ! ! جسارت
ميکنند وميګويند ايالات متحده از کشور ما اسرائيل ديګری ميسازد وافغانستان به رشد
اقتصادی کوريای جنوبی خواهد رسيد ، چه نيت ضدبشری وچه لا طايلات بيهوده وباد آورده٠
مګر اين افتخاراست که کشور ما اسرائيل ديګری شود وسده ها درګير همسايه های خود باشد
؟ مګر افغانستان زمينه های مالی وتخنيکی کوريای جنوبی رادارد که به آن سطح رشد
برسد؟ مګر کمپني های امريکايی حاتم طايی است که با لک بخشی های خود درغم ما باشد؟
چرا اين کمپنی ها طی يکصد سال سيطره برامريکايی لاتين چنين بهشتی نه ساختند ؟
ميراث اين
کمپنی ها درويتنام چه بوده است ؟ باورکنيد که عراق يکصد سال ديګر به رشد قبل ازسقوط
آن خواهدرسيد ؟ نه واقعيت اينست که آنهای که چنين زمزمه های نوکرمنشانه راه انداخته
اند قبول کرده اند که (( سپی ديم خوژوندی ديم )) درد ودريغ ماازاين است که اګروضع
به همينګونه دوام آورد وجلو عوامفريبی های ازين دست ګرفته نشود ديری نخواهد پائيد
که جنازۀ جنبش دموکراتيک برای هميش برداشته شود٠ نګاه کنيم فاجعۀ دردباری
دربرابرچشمان ماجان ميګيرد، روشنفکرماحرفی برای استقلال ،تماميت ارضی وحاکميت ملی
ودموکراسی فارغ از ستمګری نظامی خودوبيګانه ندارد ، وګاه جسارت ميکند وميګويد اينها
ديګرمفاهيم قرن نزده وبتاريخ پيوسته اند ٠سياست بدون ګفتن وجودنداردازينرو سياست
مداران ما چون ازآنچه ګفتيم ګفته نميتوانندپس به جای طرح جدی ترين مسايل حيات
اقتصادی ، اجتماعی ، سياسی وفرهنګی وطن ما به دفاع ازقوم وتباروخيل وخيل خانه وطريق
ومذهب خود برميخيزند٠ دين داران دين ميفروشندومذهب ميخرندوروشنفکران وطن
بربادميدهندتاقريه آبادکنند،همه فرصت ميخرند،دروغ می بافندوفريب ميدهند٠ دربرزخ
سياه کاريهای ازين دست بهترينهای ماسرګشته، لالهاند، متاثر وازپا مانده اند٠ چه
بايد کرد ؟ اين پرسشی است که عقل جمعی پيامبر پاسخ راستين آنست٠ تحرک زنده وبيدار
وناترس از روزګار ميتواند ره به عقل وخرد انسان وطن بازکند، عمراحزاب وسازمانهای
سياسی درکشورما ازعمريک نسل نګذشته است، وطن که هزاران سال تاريخ داردوهزاران ګره
روزګاران خودرا ګشوده است منبع ګرانبهاترين تجارب است چه سخت حکيمانه ګفته اندکه ((
کوها هم برسر خودراه دارد)) بلی آنهای که ازدموکراسی لاف ميزنندميتوانندوبايد وجود
اپوزيسيون را تحمل کنند، وباز اګر اپوزيسيون راست ومتشکل از بنيادګراترينها تحمل
ميشود چرا يک اپوزيسيون چپ ودموکراتيک مکروه وممنوع است ٠ به يقين همه ميدانيم که
چپ امروزه آن چيزی ديروزی نيست ونميتواندباشد، اتحادشوروی وکمپ سوسيالستی
وانترناسيوناليسم پرولتری وغيره دست کم درحال حاضر ديګر مطرح بحث نيست ٠ اما
حساسيت با واقعيت های علمی ثبوت يافته درتفکر انسانی حاصلش جزره به جهالت بردن
نخواهدبود٠ چرا نميتوان آزادی جامعه وشخصيت انسان را مطرح کرد ؟ چرا نميتوان
ازدموکراسی والاترين ارزشهای انسانی آنرا برنه ګزيد ؟ چرا نميتوان ازجهانی سازی
مفهوم جهانی ساختن تجارب علمی وفرهنګی وانکشاف اقتصادی واجتماعی را برجسته کرد؟ چرا
نميتوان مقابله با تجاوز وغارتګری را ازترس متهم شدن به تروريسم ويا چپګرايی مطرح
نکرد؟ چه عيبی دارد که با قوت تمام ګفت که دموکراسی متاعی نيست که صادرشود
ودموکراسی ونظاميګری با هم جوردر نمی آيد ٠ چرا بايد سرباز مزدور کمپنی ها فرشتۀ
آزادی ودموکراسی خوانده شود؟ چرا نميتوان ګفت که دموکراسی جهان توهمې است ناشناخته
ونبايد به قيمت استقلال ، تماميت ارضی وحاکميت ملی ملت ها تبديل شود ٠ اين وضع
بشريت را به بردګی ميبرد وبشريت برده شده نه شخصيت ونه ضمانت دير پايی دارداينها
وصدها سوال ديګری ازين دست بنيادهای فکری وآرمانی مشترکی ايجادميکند وبا اين شيوه
است که تفاهم ، وحدت ، اتحاد وهمبستګی مضمون فکری مييابد ٠ برای شکل ګيری يک چپ
دموکراتيک که انتظار ده ها هزار ازبهترين های ماست درآغاز به حزبی وسازمان حزبی
ګونه يی نيازنيست، تحرکی بايد که هميابی ، همزبانی وهمراهی وهمصدايی راتمرين کند٠
نشستها ، سيمينارها وجلسات غير تشکيلاتی ، آزاد وخودمانی نيازاست٠ نشرات وکار وسيع
اقناعی لازم است٠ بايد نخست فاصله کوتاه ساخت وباورها بهم آورد وبعد به سوی تشکلات
بزرګ وسيع ويکدست رفت٠نهضت تفاهم برهمين اصول بنا يافته بود خانۀ برخی همراهان ما
پر ګندم باد که آنرابه سمت وسوی ديګری بردند٠ جمع آمدنهای ميکانيکی علاج دردنيست ،
خود محوری وديګران را به اطاعت خودفرا خواندن خطاست، محاسبات اکثريت واقليت وتوجه
به بردی که ازين طريق بدست ميآيد زخمهای بزرګی دربين ما به ميراث ګذاشته است، کشت
ومات اندرون ما سخت فاجعه بار بوده است، سياستهای يک بام ودوهوا باورهارا ازما
ربوده است نبايد درميان خودسکه وناسکه ساخت ٠ جنګ بررهبری ورهبری سازی ها خامی وبی
خردی است٠ نه يک مرام دارای اهداف دراز مدت وکوتاه مدت بلکه يک برنامۀ توافق شدۀ
کاری نيازاست٠ اين کار ساده وممکن است ٠ خلاهارا درجريان کار بايدپرکرد، نهضت تفاهم
هنوز ازدايرۀ تنګ هويت سازمانی ديروزی خود بيرون نرفته است ، نبايد درين لاک باقی
ماند، ديګران حق دارند برما خورده ګيرند ٠ بايد جلسات ما وسيع وبا طيف وسيع
روشنفکری باشد ونيز خودبايد بدون هيچګونه ملاحظات وقيد وبست های دست وپاګير به نشست
های ديګران رفت٠ اينها ست راه های که عجا لتآ درذهن من ميګشت واميدوارم رفقا
ودوستان خلاهای آنرابرداشته ودرغنای آن کمک کنند٠
با عرض
احترام |