|
انجنېر زکريا
۹- سپټمبر - ۲۰۰۷
هالند
راجع به ګنج الاکاذيب بشير بغلاني
( قسمت چهارم )
بشير بغلاني در
قسمت چهارم نوشته خود تحت عنوان «در باره ستراتيژی تعليمی
وزارت معارف»، باز هم به تحريف، جعل ودروغ افګني پرداخته و چنين مينويسد:
اعلام استراتيژی جديد تعليمی وزارت يادشده که هدف اصلی آن ملی ساختن زبان پشتو
است، غوغا برپا کرده و واکنش های فراوان بوجود آورده است.
در
ين جاباز هم اقای بغلانی راست نمي ګويد وخواننده را به ګمراهی ميبردوتلاش دارد
تبليغات زهراګين را براه اندازد.
قبل از همه
بايد ياداوری نمود که
هدف از ستراتيژي جديد تعليمی وزارت تعليم وتربيه ملی ساختن زبان پشتو نه،بلکه
مهياختن زمينه به فرزندان همه اقوام ساکن کشور، جهت دست رسی به تعليم ابتدائي
وثانوی به زبان مادری
شان ميباشد،
که درين ميان
طبعاً
فرزندان پشتو نها نيز مانند فرزندان اُزبيکها، ترکمنها، نورستانی ها، پشه ئي
هاودګران از اين زمينه هامستفيد خواهند شدند. اقای بغلانی در هيچ يک از اسناد
اين ستراتيژی جديدويا سخنرانی های مسؤلين وزارت تعليم وتربيه نخوانده ونشنيده
است که ګفته شده باشد که هدف از اين ستراتيژی تنها وتنها پشتونها
وملی ساختن
زبان پشتو است،
بلکه بکرات ګفته شده، که هدف همه اقوام ساکن در افغانستان ميباشد.
درين
جا اين سوال به ذهن خطور ميکند، که اقای بغلانی چرا افترأ افګنی مينمايد؟ چرا
به اين هياهو ودروغ پردازی مبادرت ميورزد؟ به عقيده من علت ان روشن است وان باز
هم عامل خارجی.
متأسفانه تا به حال زبانهای همه اقوام ساکن کشور به شمول زبان پشتو تحت ستم
قرارداشت ويګانه زبان که زمينه رشد وانکشاف اش مهيا بود زبان فارسی دری بود.
اين هم يکی از اشتباهات بزرګ مرحوم محمد ظاهر شاه سابق افغانستان بود، که برای
ايجاد سستم اداری افغانستان
از
ايرانی ها مدد خواست وانها هم اين سستم اداری را طوری عيارنمودند که دران ساير
زبانها بايد هيچګونه زمينه رشد وانکشاف را نداشته باشند،که چنين هم شد. ولی
حالا که برای اولين بارحاکميتی به وجود امده، که اماده است حقوق همه اقوام در
همهء عرصه ها منجمله در قسمت رشد زبانها، اعاده شود. طبعاً که عُمال ايرانی ها
وتاجکستانی ها،ديوانه وار به ان مخالفت مينمايند. اګر تلويزيون خراسان قادری را
ديده وشنيده باشيد،
شايد
به اين ګونه جنون ووحشت به خوبی پی برده باشيد. در سخنان اين «مجنونين »چه
دشنام های که نثار قوم پشتون وحتی زبان پشتو نشد.
اين
تنها کار ادمان فا شيست مشرب به سبک ايرانی ميباشد، که به زبان هم دو ودشنام
ميګويند ودر جهان يګانه زبان خوب وبرتر رازبان فارسی ميدانند. زبان مادری من
پشتو است ومن زبان مادری خودرا تا سرحد عشق دوست دارم اما زبان فارسی وساير
زبانهای کشور را نيز سخت احترام ميګذارم. اين ګپ برای من خجالت اور است که من
به زبانهای ساير هموطنانم توهين نمايم. تنها وتنها انسانهای کم ظرفيت، برتری
جو، فاشيست مشرب ومتعصبين افراطی به کلتور، زبان ومقدسات هموطنان خودتوهين
مينمايند.
در
قسمت اينکه اصطلاحات مروج زبان پشتو که به حيث ترمينالوژی عام الفهم جامعه
افغانی پذيرفته شده وهمه
به ان اشنائي وبلديت دارند، بايد از زبان فارسی ــ دری خارج شود، بايد ګفت که :
اولاً دريک کشور که اقوام مختلف دران زنده ګی مينمايند، مردم انکشور ها حتماً
وضروراً اصطلاحات زبانهای يکديګر در زبانهای شان
مورد
استفاده قرار ميګيرند.
واين يک کار عادی ومعمولی است. در افغانستان که اکثريت مطلق نفوس جامعه
راپشتونها تشکيل ميدهد، ولی زبان شان نظر به بی عدالتی وبی کفايتی حکام وقت به
حاشيه رانده شده
وتنها
وتنها زبان فارسی بنا بررسمی بودن اش زمينه رشد
داشت.
همه زبانهای دګر بشمول زبان پشتو از هيچ ګونه توجه برخوردار نبود. بناً حکام
وقت بخاطر تسکين وارام ساختن پشتونها يک چند اصطلاح زبان پشتو رابه حيث
اصطلاحات مروج قبول کرده بودند، تا باشد جلو خواسته های پشتونها را ګرفته
باشند.
اما
اګر حالا ببنيم که عملاً اصطلاحات فارسی دری بيشتر درزبان پشتو وساير زبانها
مروج در افغانستان به کاربرده ميشود يا اينکه اصطلاحات زبان پشتو بيشتر در زبان
دری فارسی
؟
اګر اقای
بغلانی وشرکايش
سر
در ګريبان
شان
کنند
حتماً
اعتراف
خواهند
نمود
که لغت فارسی دری در زبان پشتو وساير زبانهای مروج افغانستان بيشتر از لغت پشتو
در زبان دری ميباشند. من ميتوانم فهرست اين لغات راقطار نمايم، ولي
اين کاربه
حجم اين نوشته دګر هم خواهد افزوده،
بناً از ان خود داری مينمايم. اګر کسی علاقمندی داشته باشد، ميتواند مقاله
بسيار ارزشمند نويسنده توانا اقای
د
يپلوم انجنير خليل الله معروفی را تحت عنوان« ورود
کلمات دری به زبان پشتو» که در سايت افغان جرمن ان لاين به نشر رسيده،
مطالعه نمايد.
درجهان هيچ زبان ناب وخالص وجود ندارد.اګر چنين زبان وجود داشته هم باشد، شايد
زبان ان اقوام باشد، که دور از ساير جهان متمدن به شکل بدوی زندګی مينمايند.
شما چرا بازبان پشتو خصومت داريد؟ شما ميخواهيد تنها اصطلاحات پشتو را از زبان
فارسی دورنمائيد ولی لغت عربی وساير زبانها رانګهداری مينمائيد. ګاهی فکر کرده
ايد که اګر لغت عربي دور انداخته شود چه خواهد شد؟ شما با موجوديت لغت
واصطلاحات ساير زبانها در زبان فارسی موافق هستيد ولی لغت زبان پشتو را که زبان
هموطنان تان است، از زبان فارسی ميخواهيد دور بسازيد. افرين بر اين وجدان!!!
از
جانب دګر
اګرشما
اصطلاحات پشتو را در فارسی استعمال ننمائيد و جبراً دور اندازيد، شما از اين
تشويش نداريد که درمقابل اين کارشما پشتونهای
وساير اقوام
افغانستان
نيزبه عمل
متقابل دست بزنند وازاستعمال اصطلاحات فارسی در زبان شان
خود داری نمايند،
انجام اين کار چه خواهد شد؟ آيا شما درين مورد ګاهی فکر کرده ايد؟ اين کار تان
باعث خصومت ودشمنی همه در مقابل همه نخواهد شد وان چه پيامدها در قبال خواهد
داشت؟ بلاخره شما با اينګونه تحريکات پشتونها را مجبور
مينمائيد که انها به شکل جدی روی تعميم زبان پشتو در پوهنتون کابل، تمام مکاتب
ولايات، تمام اُمور دفترداری ومراسلات رسمی
اقدام
نمايند و ادعا نمايند که چرا زبان اقليت به حيث يګانه زبان رسمی در عمل باشد
وحتی افغانستان را يک کشور فارسی زبان معرفی نمائيد.
شما
با مطرح نمودن چنين ادعا ها خود با زبان فارسی وفارسی ګويان دشمنی مينمائيد ومن
عقيده کامل دارم که تاجکان
و ساير فارسی
ګويان
افغانستان با نظريات و تعصبات شما هيچ همنوانيستند. قلم بدستان چيره دست افغان
مانند اقای ديپلوم
انجنير خليل الله معروفی،اقای مير عبدالرحيم عزيز، اقای انجنير کريم عطائي ،
اقای صبورالله سياه سنګ وغيره به شکل واقعی از دری زبا ن افغانستان نماينده ګي
منمايند و از نظريات تفرقه افګنان ومملو از
تعصب شما سخت نفرت دارند. انها به حيث افغانان صديق خواهان تأمين عدالت، وحدت
ملي، برابری وبرادری تمام اقوام ساکن افغانستان ميباشند. اقای بغلانی به تعقيب
جملات فوق مينويسد:
زبان پشتو زبان خوب اما محدود مانده است،توان وامکان رقابت را ندارد که بزودی
ها زبان سرتاسری کشور شود و درمکتب، مدرسه، شهر و بازار و گفتمان و کتابت رايج
و بحيث زبان ملی نمودار گردد.
شما
ببنيد بشير بغلانی وشرکای شان چقدر انديشه مريض دارندو همه چيز ها در رقابت،
کينه توزی، خصومت ودشمنی ميبينند. چرا بايد زبانهای رسمی يک کشور( پشتو ويا دګر
زبان بازبان دری) با هم رقابت و مقابله نمايد؟چرا اين زبانها يک دګر راتکميل
ننمايند؟ چرابه يک دګر زمينه رشد رامساعد نسازند؟ در کشور هر قدر که زبانها
بيشتر باشد به همان اندازه کلتور ان کشور غنی ميباشدواين زبانها باعث غنای يک
دګر ميګردندنه اين که با يک دګر رقابت، خصومت ودشمنی نمايند. زبان پشتو زبان
سرتاسری افغانستان است. از شمال ګرفته تاجنوب وازشرق ګرفته تا غرب در تمام
افغانستان به
زبان
پشتو تکلم صورت ميګيرد. تقاضای پشتو زبانان اين است که محدوديت ها وتخاصم
درمقابل زبان پشتو بايد ازبين برده شود ويکی ازعوامل تشنج وبحران در افغانستان
هم همين بی عدالتی ها است.
بعداً همه زبانهاخوب هستند، هيچ يک زبان بر دګران برتری ويا کهتری ندارد.اګر
معيار اين باشد که زبان خوب ان زبانی است که اثار وکتب زيادی به ان نوشته شده
باشد، درين صورت بايد زبان انګليسی را زبان خوب ناميد وتمام دُنيا بايد به ان
تکلم نمايند، که خوشبختانه چنين نيست وهم نبايد باشد.پس هر کس زبان خود را دوست
دارد وعلاقه دارد به زبان مادری خود تعليم نمايند. اين شما خود اعتراف مينمائيد
که زبان پشتومحدود مانده، علت ان هم معلوم است که به زور به حاشيه رانده شده
وخلاف ميل پشتونهای افغانستان برای رشدوانکشاف ان هيچ زمينه مساعد نشده است.
اين که زبان پشتو تا اين جا هم رسيده، نتيجه زحمات خسته ګی ناپذير نويسنده
ګان،اُدبا وغمخواران زبان پشتو اند، نه توجه حکام وقت. بناً شما خود اعتراف
مينمائيد که درحق زبان پشتو بی عدالتی صورت ګرفته وحالا که اين اعتراف رانموده
ايد، اين را هم بايد بپذيريد که حال وقت از بين بردن اين بی عدالتی ها رسيده
وعدالت اجتماعی بايد تامين شود.
نه
تنها به پشتونها بلکه به همه اقوام ساکن افغانستان مجال رشدزبانهای شان داده
شود، تا فرزندان شان به زبان مادری خود تعليم نمايند وشما نبايد از ان چنين
خشمګين باشيد.
وی به تعقيب ان مينويسد:
زبان فارسی دری بسيار قديم و زبان گفتمان و معا رف همه اقوام ومليتهای کشور
است، بنابراين استراتيژی تعلمی تازه ی وزارت مربوطه ترفند سياسی برای پياده
سازی پروگرام درسی پشتو بامصارف هنگفت اقتصادی و حمايت خاص سياسی دولت، تجربه ی
ناکام سلطنت های مستبد و قومگرای پيشين است که اربابان کنونی وزارت معارف
ازجمله ی پيروان آنها می باشند.
اين درست است
که زبان فارسی زبان قديمي است اما
چرا
فرزندان پشتونها وسايراقوام ساکن کشور بايد به زبان فارسی درس بياموزند؟ وقتيکه
که به زبان خود حق قايل هستيد، پس دګران راچرااز اين حق محروم ميسازيد؟
اقای
بغلانی درګوش فيل به خواب ګران فرورفته است. وی بايد بيدار شود. حالا همان
دوران ګذشته است. حالا تمام اقوام ساکن کشوربخصوص پشتونهاخواهان رشدوانکشاف
زبان خود هستند. البته انها به زبان دګران منجمله زبان فارسی نيز احترام دارند
ولی زبان خودرا تا سرحد عشق دوست دارندونميګذارند که مانند سابق زبان شان به
حاشيه رانده شود.
وی
بعداً در مورد سرود ملی چنين مينويسد:
در قانون اساسی صراحت يافته است که در کشور۱۴ قوم دارای زبان جداگانه وجود دارد
ولی تسجيل سرود ملی بزبان يکی آن از وجود تبعيض و امتياز و نابرابری حقوق
مليتها گواهی می دهد. و اين پرسش نيز بوجود آمده است که زبان پشتو نسبت به ساير
زبان ها دارای کدام ويژه گی استثنايی بوده که سزاوار شناخته شده است که سرود
ملی فقط به آن تسجيل شود ؟
اولاً اينګه چون اقای بغلانی راست نميګويد حافظه اش رانيز ازدست داده است.
جملات چندين سطر قبل اش بااين جملات در تضاد است وانرا ردمينمايد. قبلاً ميګفت
که هويت قومی دګر اقوام تحت تهديد نابودی قراردارد وحالا خودش اعتراف مينمايد
که درقانون اساسی افغانستان ازهويت قومی وزبان ۱۴ قوم ياداوری شده است. پس اين
به معنی اينست که درقانون اساسی افغانستان هويت قومی هيچ يک ازاقوام از نظر
انداخته نشده بلکه برعکس حفظ ګرديده است. يعنی اين ادعای اقای بغلانی که هويت
قومی ساير اقوام تحت تهديد نابودی قرار دارد، نادرست بود.
اينکه در قانون اساسی صراحت يافته است که در افغانستان ۱۴ قوم زبان جداګانه
دارد، شما چه ميخواهيد؟ ايا سرود ملی بايد به ۱۴ زبان ميبود؟ هوش تان به جای
است؟ ايا در کدام کشور جهان سرود ملی به ۱۴ زبان بوده؟ آيا درايران بيش از ۱۴
قوم زندګی نمينمايند؟ باوجود ان که فارس ها درايران در حدود ۴۵ فيصد هستند، ولی
چون اکثريت هستند باز هم سرودملی شان به زبان فارسی است. آيا درپاکستان، هند،
چين، تاجکستان، اُزبيکستان، ترکمنستان، ترکيه ويا کدام کشور دګر منطقه وجهان
سرودملی رابه ۱۴ زبان ګاهی شنيده ايد؟ آيا درتمام اين کشورها سرودملی به زبان
اکثريت نيست؟ پس درافغانستان که پشتونها بيش از ۶۰ فيصد نفوس افغانستان راتشکيل
ميدهند، چرا سرودملی به زبان پشتو نباشد؟ آيا شما ميخواهيدکه سرودملی بايد به
زبان اقليت باشد؟
اين
حرف تان که اکثريت مردم افغانستان زبان فارسی را ميفهمند، اين ساخته وپرداخته
ذهن شما وشرکای تان ميباشد. باز هم اګر اين را بپذيريم ( ګر چه دروغ محض است )
باز هم چرا پشتونهاحق نداشته باشند که سرودملی خودرا به زبان خودبخوانند وشما
بر انها تحميل مينمائيد که نی ما اقليت هستيم ولی شما بايد سرودملی رابه زبان
مابخوانيد. درکدام کشور جهان چنين کار شده که سرود ملی به زبان اقليت باشد؟ از
جانب دګر درکشور هالند، که شما نيز دران زندګی مينمائيد، بيش از ۹۵ فيصد مردم
به زبان انګليسی روان صحبت مينمايند، ولی هيچ کس اين ادعا را نمينمايدکه بيائيد
سرودملی رابه زبان انګليسی بسازيم. از جانب دګر زبان انګليسی نظر به زبان فارسی
در جهان بمراتب وزن بيشتر داردواثار فراوان علمی هم به اين زبان وجود دارد. ولی
چون اين ادعامخالف موازين حقوقی وبشری است، بناً کس جرئت ياداوری انرا
نمينمايد. اين که پشتونها تعصب ندارندوزبان فارسی دری رااموخته اند آيا اين
راګناه کرده اند وبه اين
«جرم»
که به فارسی صحبت مينمايند، مينويسند وميخوانند، حالا بايدزبان مادری شان ازنزد
شان ګرفته شود؟ شما که متعصب، تنګ نظر، برتری جو وقومګراهستيد وبازبان
پشتوخصومت داريدونميخواهيدانراباموزيد، درمقابل اش بايد به شما امتيازات داده
شود؟ شما وهمفکران تان که به هر کشور رفته مهاجر شده ايددر ظرف
دو
ــ سه سال زبان همان کشور را اموخته ايد، اما درافغانستان از طفوليت تا پيری
زبان پشتو را نه می اموزيد، چرا؟
اصلاً شما وشرکای تان دشمن زبان فارسی وفارسی زبانان هستيد. شما به اين ګونه
نوشته های تان پشتونها را
تحريک
مينمائيد که دګر از اين «جرم وګناه »دست بکشند وبه زبان فارسی دری نه صحبت
نمايندونه بنويسندونه هم بخوانند. به همين دليل من يقين کامل دارم که درين
تحريکات تان دست های بيرونی که دشمن وحدت ملی وترقی افغانها ميباشد، وجود دارد.
ولي
جای خوشی است که شما وشرکای تان هر قدر هم که ګلون خود را پاره نمائيد ازين
پاره نمودن ها چيزی بدست تان نه می ايد. اګر ګاهی به شهر کابل رفتيد ودرکدام
موتر تکسی سوار شديد، به تکسی ران بګوئيدکه مرا به دانشګاه ببريد. درمقابل
حتماً پرسان خواهد شد که به کجا ببرم تان؟ ولی اګر برايش بګوئيدکه مرابه
پوهنتون ببريد، عاجل حرکت خواهد کرد.
پس
بهتر نخواهدبود که به اين زهرافګنی خاتمه دهيدوبه صفت يک افغان به وطن خود،
مردم خود ( بدون در نظرداشت قوم مذهب و سمت ) دوست باشيد. راستی يک سوال به
ذهنم خطور کرد، که شما هنګام درخواست پناهنده ګی از دولت هالند خود را افغان
معرفی کرده بوديد يا به کدام نام دګر؟ بطور مثال خراسانی، اريائي، تاجکستانی،
ايرانی يا چيزی دګر؟ يا شما در وقت استفاده از نام افغانستان خود را افغان
معرفی مينمائيد ودر قلب به ان کينه، دشمنی و خصومت داريد؟ اين ګونه انسانها را
در افغانستان چه ميګويند؟
وی
بعداً به يک نکته جالب دګر تماس ميګيرد ومينويسد:
به توجه می رسانم که برخورد خصمانه به زبان پارسی دری جنگ با خرد و حقيقت است.
اولتر ازهمه بايدبګويم که خصومت دربرابر زبان بدون در نظرداشت اينکه کدام زبان
است، کار احمقانه است.
بعداً اينکه ، کی دربرابر زبان فارسی دری وکی در برابر زبان پشتو برخورد خصمانه
کرده است؟ اګرمنظور تان پشتونها هستند که در مقابل فارسی خصومت دارند، پس
کاملاً اين پندار تان نادرست ودروغ است. بخاطر اينکه پشتونها هيچ ګاه به هيچ
يکی از زبانهای کشور بخصوص زبان فارسی دری برخورد خصمانه نداشته اند. اګر
پشتونها در مناطق اُزبيک نشين زنده ګی کرده، اُزبيکی را اموخته اند، اګر
درمناطق نورستان زندګی کرده اند، نورستانی را اموخته اند. از جانب دګر اګر
دربين ۱۰ نفر پشتو زبان يک نفر دری زبان هم باشد، همه انها به احترام دری زبان
وبه غرض فهميدن او، همه به زبان فارسی دری صحبت مينمايند. آيا شما اين را
برخورد خصمانه ميګوئيد؟ در نوشته های روشنفکران پشتون هيچګاه به زبان فارسی دری
و يا کدام زبان دګر توهين وبی احترامی صورت نګرفته ولی متأسفانه تعداد کسانی که
به زبان پشتو وپشتونها توهين وبی احترامی مينمايند کم نيست. آيا برخورد شما که
يک کلمه پشتو را نه ميفهميد ويا نميخواهيد بفهميد، در مقابل زبان پشتو خصمانه
نيست؟
بيائيد اين قصه حقيقت را بشنويدکه با يکی از دوستان مابه وقوع پيوسته:
دختر
يکی از دوستان مابايک جوان مربوط قوم تاجک عروسی نمودوثمره عروسی شان سه طفل
نازنين بودند. وقتيکه
اين اطفال کلان شدند، طبعاً که مادر همرايشان به زبان خود يعنی پشتو ګپ ميزد
وانها هم بامادرخود به زبان پشتو وبا پدر شان به زبان فارسی دری صحبت ميکردند.
ولی پدراين اطفال از مادرش تقاضا کرد تا دګر با اولادهای اش به پشتو ګپ نزند.
ولی خانم اش از اودليل اين کار راجويا شدوګفت زبان من پشتو است وزبان تو فارسی،
من به زبان تو احترام دارم وتو بايد به زبان من احترام داشته باشی. ولی او چون
منطق نداشت، امر کردکه دګر با اولادهای ما به پشتو ګپ نزنی! که طبعاً خانم اش
انرا نپذيرفت وبا اولادهای خود به پشتو ګپ زدن ادامه داد. ولی شوهرش چنان وحشی
صفت بود، که اګراين اطفال معصوم با مادرش يک کلمه پشتو ګپ ميزدند، انهارا
تاسرحد مرګ لت وکوب ميکرد. بالاخره خانم اش که يک مادربود، به خاطر صحت وسلامتی
جان اطفال اش از زبان خود ګذشت ومجبوراً با اولادهايش فارسی ګپ ميزد وبه همين
ترتيب هويت قومی اش بشدت ضربه ديد. حالا شمابګوئيد کيها
به زبان خصومت دارند وکيها
قومګرا اند
و کيها
بر هويت قومی دګران تعرض مينمايد، اين جوان وکسانی مانند شما يا پشتونها ؟
يا
اينکه اګر پشتونها وساير اقوام خواهان اين شوند که فرزندان شان به زبان مادری
درس باموزند،شما انرا خصومت به زبان فارسی دری ميناميد؟ عجيب منطق
داريد؟ شما شايد تکليف داشته باشيد؟ انسانان نورمال اينګونه چرنديات را
نميګويد. ويا شما وشرکای تان بالای اين حساب مينمائيد که شور وغوغای بازاری بر
پانمائيدودرنتيجه ان شايد پشتونها وساير اقوام ساکن کشور از حق شان
بګذرندوبګويند که اين ستمی ها وسکتاريست های ايرانی مشرب خفه ميشوند، بيائيد که
از اين حق خود بګذريم؟ نی اقای بغلانی
! شما وشرکای تان سخت به خطا رفته ايد. اين ارمان تان رابه ګور خواهيد برد.
مردم افغانستان حالا بيدارشده اند. اين شعبده بازی دګر کار نميدهد. هر کس حق
خود ميخواهد ودريافت مينمايد.
۹- سپټمبر - ۲۰۰۷
اين
نبشته به سايتهای ذيل غرض نشر ارسال شده است:
ــ
دعوت
ــ
۲۸ – اسد
ــ
آريائي |